مرتضى راوندى

530

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

ولايت و مملكت ، آنقدر تلاش نموده و به مردم اطمينان داده‌اند كه اگر بيوه‌زنى كرور و ميليون را بخواهد به طرفى حمل‌ونقل نمايد ، هيچ دغدغه و تشويش نخواهد داشت . . . از آسودگى مملكت بود كه دختر پانزده سالهء خوشگل باده دوازده نفر مرد بيگانه با كمال آرامى و بشاشت روانه گرديد . اصلا پروايى نداشت . . . دو ساعت از شب دوشنبه 24 جمادى الاول 1273 وارد شهر ارم نمود پاريس شديم . از مشاهدهء شب پاريس و كثرت روشنايى فانوسهاى مرتب در كوچه‌ها و در عمارات و بازار هرچه به خيال وسعت داده اغراق‌گويى شود ، عشرى از اعشار و يكى از هزار نخواهد بود ، شهريست در روى زمين منحصربه‌فرد . . . » « 89 » نويسندهء مخزن الوقايع ضمن گفتگو از آيين « رقص‌وار كستر » چنين مىنويسد : « اتاقهاى متعدد پر از گل و عطريات به اسبابهاى نفيس و سنگين آرايش گرديده ، اتاق بزرگى مخصوص رقص است كه زن و مرد به هم دست داده با كمال آرامى و ادب رقص مىنمايند و اين رقص موافق علم موزيكان اختراع شده است . جميع حركتهاى اين رقص از روى علم است كه در مدرسه اين رقص را با درس ياد مىگيرند . معلم موزيك كتاب موزيك را با يك دسته موزيكانچى در پيش روى خود باز نموده و جميع موزيكانچيان نيز هركدام كتابى در پيش دارد . صفحه به صفحه خوانده از روى آن موزيكان مىزنند ، و اهل مجلس نيز به هواى نغمات موزيك رقص مىنمايند . براى تربيت ايشان ، اين علم موزيك و اين مجلس و اين حركت رقص زياد نافع و سودمند است . . . اتاقى مخصوص براى مشغوليات و بازى قرار مىدهند . . . اسباب شطرنج و تخته - نرد و اوراق كارت براى هرگونه بازى . . . در مجلسى كه دو هزار و يا سه هزار از زن و مرد جمع است ، انقلابى و اغتشاشى و قيل‌وقالى ابدا ممكن نمىشود . در تكلم بسيار آرام و با تعارفات و در حركت به يكديگر پهلو خالى كرده راه مىدهند . . . همه‌كس در صدد تربيت اولاد خود مىشود كه قابل اين مجلس بشود و همه‌كس جهد و تلاش مىكند كه كار كرده و بيكار نمانده از امثال خود پايين‌تر نماند ، و با همه‌كس ملاقات نموده طرز و طور و اسلوب خوب ياد بگيرد . » « 90 » « . . . قاعدهء زنهاى فرنگستان اين است به هر مجلسى كه وارد مىشوند بايد با لباس سنگين و فاخر و سر و گردن و سينه و دست تا بازو باز باشد . » « 91 » در وصف يك مجلس رقص چنين مىنويسد : « اعليحضرت امپراتور دست امپراتريس را گرفت و بعد ، ساير اعيان و سفرا يك زن و يك مرد ، نوبه به نوبه رقص مىنمودند . باز دستهء عليحده داخل شده مشغول رقص مىشدند . بعد امپراتريس در مقابل تخت با زنهاى چند نشسته مشغول تماشا و صحبت بودند و امپراتور نيز سرپا در گردش و با مردم گرم صحبت بود و ساير مردم نيز در مجالس مشغول موزيكان و رقص بودند . . . اين مجالس بال مجلس آزاديست ، مىگردند ، و مىنشينند و رقص مىكنند و مىخورند و هر وقت بخواهند بدون خداحافظى از مجلس بيرون مىروند . . . » « 92 » در وصف كارناوال مىنويسد : « . . . جماعت مقلدين هركدام لباسهاى مختلف پوشيده و هركدام اسبابى از موزيك و سازهاى ديگر در دست و مشغول

--> ( 89 ) . حسين سرابى ، مخزن الوقايع ، ص ، 184 به بعد ( به اختصار ) . ( 90 ) . همان ، ص 204 . ( 91 ) و ( 92 ) . همان ، ص 207 و 213 .