مرتضى راوندى

44

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

كه روز سقيفه كار خلافت را به گردن يكى از آن دو مرد افكنده بودم كه او امير مىشد و من وزير بودم . . . » « 66 » خلافت عمر ( 23 - 13 هجرى ) ابو بكر در دوران بيمارى ، پس از مشورت با عبد الرحمن بن عوف و عثمان و جلب موافقت آنان ، تصميم گرفت كه عمر را به جانشينى خود برگزيند . ابو بكر پس از آنكه بوسيلهء غلام خود در مسجد عمر را به خلافت تعيين نمود ، شخصا در مسجد حاضر شد و به مردم چنين گفت : « آيا به خليفه‌اى كه معين كرده‌ام ، راضى شديد ؟ من از خويشاوندانم انتخاب نكرده‌ام ، خليفه عمر است . » مردم اظهار رضايت كردند . بدين‌طريق ابو بكر زحمتى را كه عمر در سقيفه براى او كشيده بود ، جبران كرد . و چون قدرت خلافت در اين موقع ريشه‌دار شده بود ، براى كسى مجال حرف و اعتراض نبود . . . چون ابو بكر مرد ، عمر از مردم بيعت گرفت ، پس بر منبر رفت و نخستين سخنش آن بود كه « مثل عرب مثل شترى است مهار شده و از زخم مهار مطيع قائد شده است ، هرجا ببرندش مىرود . به خداى كعبه قسم كه من او را به راه خواهم برد . » عمر اين تشخيص را درست داده بود و چنان كه در تاريخ پيداست ، از آن استفاده كرد . » « 67 » در صدر اسلام بين خلفا و مردم هيچ مانع و حاجب و دربانى وجود نداشت . هركس مىخواست ، بطور مستقيم ، با خليفه سخن مىگفت . در مسائل دينى و دنيوى از او كسب نظر مىكرد . عمر ، مانند ابو بكر ، ميل داشت بيت المال حيف‌وميل نشود ولى به مسائل اقتصادى و راه و رسم مملكت‌دارى وارد نبود . عباى او چندين وصله داشت و شبها در مسجد نزد فقرا مىخوابيد . در حل‌وفصل دعاوى بين فقير و غنى ، اختلافى نبود . در دعوايى كه على با يك نفر داشت ، شخصا در محكمه حاضر گرديد . پادشاه غسان چون به كسى چوب زده بود ، او را متقابلا چوب زدند . چون اعتراض كرد ، عمر گفت : ما براى هويت و مقام اشخاص احترامى قائل نيستيم ، بناى ما بر مساوات است . مورخين اسلام مىنويسند كه عمر پس از زمامدارى خطاب به مسلمين گفت : « اى مردم ، نيرومندترين شخص نزد من كسى است كه برحق است اگرچه از ناتوانترين مردم به‌شمار آيد ، و ناتوانترين شخص نزد من كسى است كه بر باطل باشد ، اگرچه از نيرومندترين اشخاص به‌شمار آيد . » تقسيم غنايم در تقسيم غنايم ، روش ابو بكر و عمر يكسان نبود . ابو بكر مىگفت : « پاداش مجاهدات و فداكاريهاى مهاجرين و انصار با خداست و اين مال وسيلهء معاش است و بايد به همه يكسان داد . » عمر مىگفت : « غيرممكن است كسانى را كه ضد پيغمبر جنگيده‌اند ، با مهاجرين و انصار برابر كنم و از اينها نيز اهل بدر را بر ديگران مقدم مىدارم . » « 68 » روش عمر و اجتهاد او در تقسيم اموال و غنايم به اختلاف طبقاتى بين مسلمانان كمك كرد . علاوه بر اين ، از عهد عمر ، مأمورين عرب در اخذ جزيه سختگيرى مىكردند ؛ چنان كه خليفهء

--> ( 66 ) . مروج الذهب ، پيشين ، ج 1 ، ص 658 . ( 67 ) . تاريخ اسلام ، پيشين ، ص 142 . ( 68 ) . محمد على خليلى ، ظلم تاريخ ، ص 11 .