مرتضى راوندى
527
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
رفتند . اولى كه براى فراگرفتن نقاشى رفته بود پس از 18 ماه به مرض سل درگذشت ، ولى دومى كه براى تحصيل علم طب و شيمى به انگلستان رفته بود ، در كار خود موفق شد و ميرزا - صالح شيرازى كه در سال 1230 به لندن رسيده بود در سفرنامهء خود از حاجىبابا نام مىبرد . عباس ميرزا و قائممقام بار ديگر در سال 1230 پنج تن از جوانان ايرانى را به معيت كلنل دارسى براى فراگرفتن علوم جديد روانهء انگلستان نمودند . اسامى اين پنج تن از اين قرار است : 1 . ميرزا سيد جعفر ، پسر ميرزا تقى وزير تبريز ( كه پس از مراجعت به ايران مهندس - باشى و ميرزا جعفر خان مشير الدوله لقب يافت و بعدها در عهد محمد شاه و ناصر الدين شاه به مقامات بلندى رسيد ) براى تحصيل مهندسى . 2 . ميرزا صالح شيرازى براى تحصيل السنه و حكمت طبيعى و تاريخ ( اين همان ميرزا صالح است كه نخستين روزنامه را در تهران داير كرد ) . 3 . ميرزا محمد جعفر براى آموختن طب و شيمى . 4 . ميرزا رضا ، سلطان توپخانه ، براى تكميل توپخانه . 5 . استاد محمد على چخماقساز ، شاگرد جبهخانهء تبريز ، براى ياد گرفتن آهنگرى و كليدسازى و چخماقسازى و غيره . اين پنج تن با وجود كارشكنيهاى كلنل دارسى و موريه ، در نتيجهء كمكهاى حاجى باباى افشار و سرجان ملكم و ديگر خيرخواهان ، به مدارس و كارخانههاى انگلستان راه يافتند و پس از سالى چند به ايران مراجعت كردند و مصدر خدماتى شدند . در همين سالها ، جيمز موريه كه مدت 6 سال در ايران اقامت داشته و به بسيارى از خصوصيات اخلاقى و اجتماعى ايرانيان وقوف داشت ، كتاب حاجى بابا را كه به هيچوجه ارزش تاريخى ندارد به صورت داستان منتشر كرد و در اين كتاب سعى كرد آداب و اخلاق و خصوصيات زندگى اجتماعى و سياسى و معتقدات مردم اين سرزمين را مورد انتقاد شديد قرار دهد و قوم ايرانى را در برابر ديگر ملل متمدن مردمى خرافى و پست و دروغگو معرفى نمايد و از اين راه به نام و نشان ايرانى ، لطمهاى جبرانناپذير وارد سازد . اثر شوم انتشار كتاب حاجى بابا در دنيا و لطمهاى كه از اين راه به حسن شهرت قوم ايرانى وارد آورد ، باقى بود تا آنكه شاهكار بسيار مهم ادوارد براون به نام تاريخ ادبى ايران به انگليسى در دنيا منتشر شد ؛ و اين كتاب كه بسرعت در مغربزمين بخصوص در ممالك انگليسىزبان قبول عام يافت عظمت ايران قديم و مقام جليل گويندگان و دانشمندان اين سرزمين را ، چنان كه شايسته بود ، به خواص مردم دنياى جديد فهماند ؛ با اينكه گفتههاى غرضآلود موريه مورد انتقاد « كلنل شيل » و عدهاى ديگر از هموطنان او قرار گرفت . » « 87 » ولى اين نكته را نيز نبايد فراموش كرد كه مطالب نيشدار اين نويسندهء انگليسى ايرانيان را بيش از پيش به لزوم اصلاح اوضاع اجتماعى و ادارى و حكومتى خود متوجه ساخت و طبقهء روشنفكر و ترقيخواه ايرانى اندكاندك دريافتند كه براى مبارزهء قطعى با فساد بايد در ايران نيز اصول دموكراسى و حكومت
--> ( 87 ) . عباس اقبال ، « تتبعات » ، مجلهء يادگار ، سال اول ، شمارهء 5 ، ص 28 به بعد ( به اختصار ) .