مرتضى راوندى

518

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

با گريستن همكارش ، هارون الرشيد ندارد ، هردو فرومايه و عياش و خونخوار بودند و هردو از ترس خدا به قدرى مىگريستند كه بيهوش مىشدند . » « 72 » ولى هردو از حق و عدالت بيزار بودند . نفوذ افكار جديد در ايران چنان كه مىدانيم ، فكر آزادى از قيد ظلم و استبداد ، و انديشهء ترقى و پيشرفت ، از عهد فتحعليشاه به بعد در بين عناصر مترقى و اصلاح‌طلب ايرانى راه يافت . كسانى كه به انگلستان مسافرت مىكردند مىشنيدند كه ملت انگليس قرنهاست كه به حكومت فردى پايان داده و حكومت پارلمانى را جايگزين آن ساخته است ؛ و آنان كه به فرانسه مىرفتند مىديدند كه مردم اين كشور پس از انقلاب 1789 به حكومت ملى روى آورده است و زمامداران آن كشورها ناچارند ، به پيروى از افكار عمومى ، منافع جمعى را بر مصالح اقليت ترجيح دهند . قبل از آنكه از نفوذ افكار جديد در ايران سخن گوييم ، براى تجهيز ذهن خوانندگان لازم است با نهايت اختصار نگاهى به سير آزادى در غرب بيفكنيم و سپس از نفوذ اين افكار در ايران و علل و عواملى كه به ظهور نهضت مشروطيت منتهى گرديد ، سخن گوييم . نخستين بذر آزادى در يونان قديم كاشته شد و در آنجا بود كه براى نخستين‌بار عده‌اى با حكومت فردى مخالفت كردند . « اوريپيد ، متفكر يونانى ، مىگويد : « هيچ دشمنى بدتر از مستبدى نيست كه دولت را در دست داشته باشد ؛ چه در تحت تسلط وى ، هيچ نوع قوانين عرفى وجود نخواهد داشت بلكه تنها يك نفر حكومت مىكند كه قانون را در دست خويش گرفته است . » به عقيدهء يونانيان ، در كشور آزاد ، قانون صاحب قدرت حاكمه است . زمامدار و قانون سزاوار احترام از طرف تمام طبقات است ولو آنكه در موارد خاص مزاحم گردد . « 73 » ارسطو مىگفت : « هنگامى كه انسان از قانون و عدالت جدايى گيرد ، پست‌ترين تمام حيوانات است . » « 74 » در پايان قرون وسطى و آغاز عصر جديد ، در نتيجهء تغيير شرايط اقتصادى ، افكار و انديشه‌هاى علمى و فلسفى در بين صاحبنظران غرب راه يافت . در فاصلهء بين قرن سوم تا قرن دهم و يازدهم ميلادى ، اروپا بدترين دوران تاريخى خود را طى مىكرد . حملهء مداوم بربرها ، جنگهاى دائمى فئودالها ، و آشفتگى وضع اقتصادى و اجتماعى به مردم مجال تفكر نمىداد . در اين دوره علم و معرفت در انحصار كليسا بود ؛ مبلغين مذهب مسيح با بيرحمى شديدى ، كليهء مظاهر و آثار فرهنگ و تمدن بشرى را محكوم به وقفه و ركورد كرده بودند . هرنوع فكر انتقادى و پژوهشى ، به فرمان كشيشان ، در آستانهء خدا ، به وضع دلخراشى قربانى مىشد . ايمان بر علم مقدم شمرده مىشد . ارسطو قرنهاى متمادى در عالم معرفت فرمانرواى

--> ( 72 ) . نقش وعاظ در اسلام ، پيشين ، ص 301 . ( 73 ) . جرج ساباين ، تاريخ نظريات سياسى ، ترجمهء دكتر بهاء الدين پازارگاد ، ص 41 . ( 74 ) . همان ، بخش سوم ، ص 8 .