مرتضى راوندى
486
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
روى رختخواب خان بگذارند . شبى معاشقهء خان با صندوقچه به درازا مىكشد ؛ هادى خان از گوشهء پرده نظرى به درون اتاق مىاندازد ؛ معلوم مىشود كه صندوقچه محتوى جواهر پياده است كه آقا محمد خان روى لحاف ريخته و صورت خودش را به آن مىسايد . هراسان كنار مىرود و چون آقا محمد خان آواز مىدهد ، قدرى تأمل مىكند و سراسيمه به اتاق مىدود . چنان وانمود مىكند كه خواب بوده است . » « 9 » مال دوستى آقا محمد خان آقا محمد خان به سبب اهانتى كه از طرف خواجه محمد زمان به او شده بود ، تصميم به قتل او و پسرش گرفت . آقا على وزير كه سخت مورد توجه آقا محمد خان بود شفاعت كرد تقاضاى او به سه شرط پذيرفته شد : « يكى آنكه خواجه به دست خود چشمان پسرش خواجه محمد زمان را در حضور آقا محمد خان از كاسه خارج كند ؛ يا اينكه تا يزد خود و پسرش ، پياده ، جلو اسب آقا محمد خان بدوند ؛ يا اينكه هزار تومان ( به پول آن عهد ) غرامت اين بىادبى را بدهد . . . خواجه شروع به فروختن املاك و اثاثهء خود كرد . . . همهء املاك ششدانگى را به ثمن بخس فروخت . . . بههرحال مبلغى فراهم كرد و پرداخت و آزاد شد ، ولى اولاد آن مرحوم بعدها به گدايى افتادند . » « 10 » عزيمت به خراسان به قول « واتسن » : « در طى هفت سال جنگى كه آقا محمد خان با شاهزادگان زند به منظور تسلط بر ايران ، به راه انداخته بود ، شاهرخ دچار دردسرى نشده بود ؛ ولى سرانجام ، نوبت او نيز فرارسيد . . . شاهرخ ميرزا در وضعى نبود كه بتواند از پيشرفت قواى مهاجم به قلمرو حكومت خود ، خراسان جلوگيرى كند . ازاينرو به پسران خود توصيه كرد كه درصدد نجات خويش باشند و خودش نيز با هداياى گرانبها كه به منظور نرم كردن شاه قاجار به همراه آورده بود ، تا دو منزل به استقبال رفت . پادشاه قاجار ابتدا فقط تقاضا كرد كه احتياجات لشكريانش از جهت آذوقه و پول تأمين شود ولى در ورود به مشهد ، بيدرنگ مهرهاى دولتى و خزانهء سلطنتى را خواست و خواستار شد كه در مساجد به نام او خطبه و دعا بخوانند . . . شاهرخ حاضر بود بجز پول و جواهرات خانوادگى ، آنچه آقا محمد خان مىخواست انجام دهد ؛ درحالىكه به چنگ آوردن جواهرات ، از مقاصد اصلى حملهء او به خراسان بود . . . سرانجام ، شاهرخ را فراشهاى شاه دستگير كردند و به چوب بستند . ولى چون اين تنبيه براى تسليم جواهرات مؤثر نيفتاد به دستور شاه چند جاى بدن او را آهنسوز كردند . شاهرخ ناچار در زير شكنجه ياقوتها و جواهرات مادرى را در اختيار مدعى قرار داد و در راه تبعيد به تهران در اثر پيرى و درد و رنج جان سپرد . . . آقا محمد خان در سراسر قلمرو خود ، نظم برقرار ساخت ؛ راهها براى مسافران و كاروانها امن شد ؛ مالياتها منظم دريافت مىگرديد ؛ و گروگانهايى كه از جانب اميران دوردست در اختيار بودند براى الزام فرمانبردارى آنها نسبت به شاه ، وسيلهء كافى به شمار مىرفتند . اما در باطن اين ظاهر آرام ، نارضامندى شديدى از ناحيهء متنفذان و زورمندان وجود داشت . » « 11 »
--> ( 9 ) . مهديقلى خان هدايت ، خاطرات و خطرات ، ص 28 . ( 10 ) . آسياى هفتسنگ ، پيشين ، ص 223 ( به اختصار ) . ( 11 ) . رابرت گرنت واتسن ، تاريخ ايران ، دورهء قاجاريه ، ترجمهء وحيد مازندرانى ، ص 97 به بعد ( به اختصار ) .