مرتضى راوندى
485
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
غضب ، غلامان تركمانان را مأمور فرمود تا با آن نادرهء زمان معاملهء قوم لوط نمودند . پس او را از حليهء چشم عارى ساخته به جانب طهرانش فرستادند . . . » « 4 » قتل و غارت مردم « پس از آنكه لشكر حضرت شاه قاجار گواشير را مفتوح كردند ، از جانب سنى الجوانب ، حكم به قتلعام و غارت آن بلد گرديد ؛ مگر خانههاى آقا على را كه مستثنى فرمودند . مردم اردو ، از تراكمه و استراباد و طبرستان و ساير سپاه ، بناى قتل و اسر و نهب را گذاشتند . در آن شهر شور محشر و فزع اكبر واقع شد . . . قتلعام چنگيزى را آوازه نو شد و جنگ خاص هلاكويى آيين ، تجديد يافت . از مرد و زن كرمانى آنقدر در خانههاى آقا على پناه جستند و هجوم كردند كه پنج نفر زن و طفل در زير دست و پا به خبه درگذشتند : ليكن هركس به آنجا پناه برد ، از قتل و اسر محفوظ بماند . روز ديگر ، حكم پادشاهى به مفاد پيوست كه متعلقان آقا على با هركس از مرد و زن كه پناهندهء خانهء او هستند ، از شهر بيرون بروند . منسوبان آقا على با ده دوازده هزار نفر اناث و ذكور كه به آن خانهها التجا جسته بودند به جانب فريزن كه ملك آقا على بود . . . برفتند . . . و حكم به تخريب شهر و قتل مردمش شد » . « 5 » سايكس در تاريخ خود مىنويسد : « با مردم كرمان با نهايت قساوت و بيرحمى كه به تصور نمىگنجد ، رفتار شد : زنان آنجا را تسليم قشون كرده و سربازان را تشويق نمودند كه ناموس آنها را هتك كنند و به قتلشان برسانند . . . فاتح دستور داد 20 هزار جفت چشم به او تقديم نمايند . . . بدينطريق تقريبا تمام جمعيت ذكور شهر كور شد و زنانشان مانند برده تحويل قشون داده شدند . آقا محمد خان بعدا ، براى آنكه خاطرهء دستگيرى لطفعليخان محفوظ بماند ، دستور داد 600 نفر اسير را گردن زده و سرهاى آنها را به توسط سيصد نفر اسير ديگر كه آنها را بعدا كشتند به بم حمل كردند و در آنجا ، در نقطهاى كه لطفعلى دستگير شده بود ، از سرهاى آنان هرمهايى ساختند . پوتينجر « 6 » در سال 1810 م . اين هرمها را شخصا ديده است . كرمان از آن روز ديگر بهبودى نيافت . امروز بيش از هر شهر ايران در آنجا گدا وجود دارد و از فقر رنج مىبرند . » « 7 » معلم و مقتداى آقا محمد خان مؤلف رستم التواريخ مىنويسد كه آقا محمد خان « . . . پس از خواندن تواريخ و قصص ، چنگيز خان و امير تيمور گوركانى را پسنديده و انتخاب نمود و خود به راه و رسم و آيين و قواعد و قوانين اين دو سلطان جهانگير . . . رفتار مىنمود . فرموده بود صورت چنگيز خان را در مجلس ، بالاى سرش و صورت امير تيمور گوركانى را در پيش رويش نصب نموده بودند . » « 8 » عشق آقا محمد خان به جواهرات آقا محمد خان چون خواجه بود به امور جنسى توجه نمىكرد ، ولى به پول و جواهرات دلبستگى فراوان داشت . هدايت مىنويسد : « آقا محمد خان صندوقچهاى سر به مهر داشته كه مىبايست هرشب
--> ( 4 ) . احمد على خان وزيرى كرمانى ، تاريخ كرمان ، به تصحيح باستانى پاريزى ، ص 485 . ( 5 ) . همان ، ص 366 ( به اختصار ) . ( 6 ) . Pottinger ( 7 ) . تاريخ ايران ، ( سايكس ) ، پيشين ، ج 2 ، ص 451 ( به اختصار ) . ( 8 ) . رستم التواريخ ، پيشين ، ص 456 .