مرتضى راوندى
457
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
قيامها ، محلى بودنشان و سرانجام ، نبودن ارتباط بين جنبشهاى پراكندهء خلقى بود . فعالترين شركتكنندگان مبارزات آزاديبخش ، كشاورزان ، قشرهاى دموكرات شهرى و برخى از چادرنشينان بودند . اشراف فئودال نيز در جنبش آزاديبخش خلق شركت مىكردند ، زيرا در مراحلى معين ، منافع خطير طبقاتى آنها با تلاش تودههاى مردم براى افكندن يوغ نفرتانگيز اجنبى همساز بود . اما فئودالها در مبارزهء خود نااستوار و بزدل بودند . آنها هم از وسعت گرفتن قيام خلق مىترسيدند و هم از شكست آن ، زيرا شكست قيام هم تمام يا قسمتى از امتيازات آنها را از دستشان مىگرفت . اين امر اشراف را با حكومت شاه آشتى مىداد . « 404 » به طور كلى قيامهاى خلق در اين دوران ، داراى تمام ضعفهايى بود كه ويژهء جنبشهاى كشاورزى در دورهء فئوداليزم است . « قيامكنندگان داراى هدف ، خواست و برنامهء عملى كه به روشنى بيان شده باشد ، نبودند . قيام نيز داراى سازمان ضعيف و بىتشكلى بود ؛ حتى بين آن دسته از قيامهايى كه همزمان هم رخ مىداد ، ارتباط مؤثر وجود نداشت . » « 405 » و اين از ويژگيهاى جنبش اعتراضى كشاورزان در دورهء قرون وسطاست . معمولا در اين مبارزات غير از كشاورزان ، زحمتكشان شهر و چادرنشينان عادى نيز شركت مىكنند ، و غالبا نقش رهبرى با فئودالهاست و آنان ، چنان كه ياد كرديم ، از بيم قيامهاى تودهاى غالبا حاضر مىشدند با دادن تمام يا قسمتى از امتيازات و حقوق خود ، با حكومت وقت آشتى كنند . « 406 » طبيعى است در اين قبيل سازشها چون ، نمايندگان خلق شركت ندارند ، از تأمين حقوق آنان سخنى به ميان نمىآيد . رژيم سياسى ايران در عهد نادر شاه « دولت نادر شاه نمونهء بارزى از يك حكومت استبدادى نظامى - فئودالى بود . حاكميت شاه حدى نداشت . شوراى اميران كه در زمان شاهان صفوى وجود داشت و از وزير بزرگ ، قورچىباشى ، قوللر آقاسى ، ايشيك آقاسىباشى ، تفنگچىباشى ، ديوان بيگى و وكيلنويس تشكيل مىشد ، نه تنها ديگر اختيارات چندان زيادى نداشت ، بلكه نادر در همان ابتداى حكومتش آن را عملا منحل كرد . نادر پس از رسيدن به تخت سلطنت ، فورا به اطلاع ايرانيان رسانيد كه مىخواهد بدون شريك سلطنت كند . او هرچند شوراى سلطنتى درست كرد ، و آن را به شعبات استانى تقسيم نمود معذلك اجازه نمىداد كه هيچ كار مهمى بدون اطلاع خود او انجام گيرد . اعدامها و اعمال زورهاى بيشمار گواه استبداد وحشتناك اوست . اساس اقتصادى حكومت نادر ، مانند تمام جوامع فئودالى ، واحدهاى كوچك توليد كشاورزى همراه با خرده توليد پيشهوران بود . دستگاه عظيم بوروكراسى و قشون چندين هزار نفرى كه در نتيجهء توسعهء زمينهاى دولتى و جنگهاى پىدرپى گسترش يافته بود ، به حساب استثمار شديد خلق ، و بخصوص كشاورزان ، نگهدارى مىشد .
--> ( 404 ) . همان ، ص 260 . ( 405 ) . همان ، ص 305 . ( 406 ) . نگاه كنيد به همان ، ص 308 .