مرتضى راوندى
456
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
اصفهان نيز مردم با وضع رقتآورى روبرو شده بودند . در فوريهء سال 1746 م . ( 1159 ه . ق ) « براتيشف » نوشت : ساكنان اصفهان راضى نيستند ، و ورود پادشاه خود را با غم و اندوهى عميق حس مىكنند . آنها از جانب شاه ، لطف و مرحمت نمىبينند بلكه از خشم و غضب او برخوردار مىشوند . روزى نيست كه در آن جريمهاى توانفرسا بر كسى بسته نشود ، غارت ظالمانهاى انجام نگيرد ، و خلاصه آزارى غيرانسانى به كسى نرسد . اعليحضرت به طور كلى پايتخت قديمى را تخليه كرده و ساكنان آن را تا آخرين نفر بيرون كرده است . در سراسر ايران ، بجز نالههاى غمانگيز ، شيون دل - خستگان ، گريههاى خونبار ، دادخواهى رقتآور ، فقر و بسيارى ماجراهاى فلاكت - بار ديگر چيزى به چشم نمىخورد . « 401 » اصفهانيها ناچار مىخواستند براى شاه بنويسند كه « نه تنها مبلغ 6 الفى كه دوباره خواسته شده بلكه پولهاى پسافت گذشته نيز جمع شدنى نيست ؛ زيرا كه ساكنان اينجا براى پرداخت ماليات كاچال خود را فروختهاند و اكنون هم حاضرند زن و بچههاى خود را بفروشند ولى كسى نيست كه آنها را بخرد . » « 402 » اصفهانيها ناچار براى دفاع از شهر خود آماده مىشوند . تقريبا همهجا نادر به جاى اينكه به عقل خود رجوع كند و به حرف حسابى مردم گوش بدهد ، از شمشير كمك مىگرفت . در مغان و دربند ، عمال نادر به دستور او عدهء كثيرى را كشتند و 14 من چشم ( 42 كيلوگرم ) به دشت مغان فرستادند تا اين سركوبى خونين درس عبرتى براى سايرين باشد . « 403 » دربارهء قيام مرو ، محمد كاظم كه خود وزير آنجا بوده بتفصيل سخن گفته . محمد كاظم ، به دستور شاه ، در شمار مأموران بسيار ديگرى با حسابنامهء دخلوخرج به اردوگاه شاه رفت . به زودى معلوم شد كه به جمعيت مرو و حوالى آن مالياتهاى سنگين جديدى بسته شده . مقدار اين ماليات بقدرى زياد بود كه به گفتهء محمد كاظم براى پرداخت آن حتى « گنج دقيانوسى و خزانههاى كيكاووسى » نيز كافى نبود ؛ چه رسد به مروى كه فقط ده سال از مسكونى و آبادانى آن مىگذشت . چنان كه محمد كاظم مىگويد ، حتى ده يك مالياتى را كه شاه خواسته بود نمىشد از مردم مرو گرفت . در همان موقع ، عدهاى از اردوى شاه به مرو آمدند و از قتل و كشتارهاى بيشمار ، مجازاتها ، و منارههاى وحشتناكى كه از كلههاى كشتگان ساخته مىشد ، خبر آوردند . به گفتهء مؤلف تاريخ عالمآراى نادرى « بيم آن حوالجات » سبب برافروختن قيام شد . شاهقلى خان مروى با رحيم خان ازبك در رأس قيام قرار گرفتند . علت اساسى شكست قيامهاى پرعدهء مردم آسياى ميانه ، ناهمگنى اين
--> ( 401 و 402 ) . همان ، ص 209 به بعد . ( 403 ) . نگاه كنيد به همان مأخذ ، ص 240 .