مرتضى راوندى

436

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

گردنش آويخت و چون طهماسب مىدانست كه خواهران و ساير بستگان او را اشرف با خود برده است ، از اينكه معلوم شد كه اين زن مادر خود اوست ، دچار شگفتى شد . وى بعد از حملهء افغانها ، به صورت كنيزان درآمده و به تمام مشقاتى كه اين زنان معمولا تحمل مىكردند ، تن درداده بود . ولى مردم اصفهان به زودى دريافتند كه شادى و مسرت آنان زودگذر است ، زيرا پس از ورود قواى سلطنتى به شهر ، نادر فرمان داد كه براى پرداخت مواجب سربازان برهنه و گرسنه ، از تمام مردم پول گرفته شود و اين مبلغ چنان ظالمانه اخذ شد كه بسيارى از مردم به هلاكت رسيدند و جمعى ديگر به‌كلى ورشكست شدند . درواقع ، سربازان با ساكنان اصفهان به خشونت رفتار كردند و خانه‌هاى آنان را به باد غارت دادند و حتى بعضى از آنها را مثل غلام و برده فروختند . ديرى نگذشت كه مردم متوجه شدند كه وضع آنها در زمان افاغنهء منفور ، بهتر بود . « 369 » اينك وضع اجتماعى و اقتصادى ايران را در عهد اشرف مورد مطالعه قرار مىدهيم : وضع مردم ايران به طور كلى ، مردم ايران ، ظرف چهار سال و نيم فرمانروايى اشرف ، وضع وحشتناكى داشتند . در اثر جنگ و شورش و قحطى و طاعون ، يكدهم عدهء آنها از بين رفت و زنان و فرزندانشان غالبا به عنوان برده به فروش رسيدند ( در منطقهء اشغالى تركها ، به سربازان ترك اجازه داده شد ، زنان و كودكان ايرانى را مانند برده بفروشند . اين عمل بيرحمانه در اثر فرمان مورخ 5 دسامبر 1725 منسوخ گرديد ) . همچنين خانه‌هايشان ويران و وسايل زندگيشان نابود شد و در نتيجهء جنگ و تقسيم كشور به مناطق مختلف و وجود عدهء زيادى دزد و راهزن ، تجارت به كلى متوقف گرديد . ايرانيها در تمام مناطق اشغالى ، آرزومند بازيافتن آزادى بودند . در منطقهء افغانها ، غالب مردم از فاتحان كشور به علل نژادى و مذهبى و همچنين به علت ظلم و شقاوت آنها تنفر داشتند . چنان كه گفتيم ، محمد رشيد سفير تركيه ، هنگامى كه در بهار سال 1729 م . ( 1142 ه . ) در اصفهان بود ، چنين گزارش داد كه مردم آن شهر از گرسنگى مىميرند . ساكنان پايتخت وضع رقتبارى داشتند ، زيرا هميشه مىترسيدند كه منزل آنها مورد دستبرد قرار گيرد و از بين برود و خود آنها طعمهء شمشير شوند . اشرف اگرچه در آغاز با ايرانيها خوشرفتارى كرد ، ولى بعدا تنفر و تحقير خود را در فرمانى كه منتشر ساخت ، نشان داد . در اين فرمان ، كه به تمام قسمتهاى كشور فرستاده شد ، مردم از لحاظ نژادى به هفت گروه تقسيم شده بودند : گروه اول غلجاييها ، گروه دوم ارامنه ، گروه سوم طوايف درگزين ، گروه چهارم هنديها ، گروه پنجم زردشتيان ، گروه ششم كليميها . . . ايرانيان بدبخت آخرين گروه محسوب مىشدند ، و عدهء آنها به مراتب از اقوام مختلفى كه در ايران مىزيستند بيشتر بود . . .

--> ( 369 ) . انقراض سلسلهء صفويه ، پيشين ، ص 389 .