مرتضى راوندى

410

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

و به مرتب كردن فتيلهء چراغها مشغول بود . مراقب بود كه تنگهاى شراب همه منظم در ميان ظروفى مملو از برف باشد ، خودش فقط به دادن فرمان قناعت نمىكرد بلكه به ريختن مى در جامها مشغول مىشد . وى با پشت پا زدن به سنن معمول زمان در 14 رمضان 1017 براى دلجويى كشيشان عيسوى خوكى چند به آنان تحفه داد و چون شنيد اين عمل بر علماى متعصب گران آمده در عيد ميلاد مسيح در كليساى آنان حضور يافت و دستور داد براى كشيشان شراب آوردند و به همراهان خود اعم از لشكرى و كشورى و روحانى امر كرد تا قدرى از آن شراب بنوشند . » « 330 » سياست خارجى « شاه عباس پس از استقرار امنيت و آرامش در سراسر ايران ، درصدد برآمد مناطق از كف رفته را بار ديگر از عثمانيها پس بگيرد . براى اجراى اين نقشه همواره مىكوشيد با دول اروپايى كه با عثمانى روابط خصمانه داشتند ، مناسبات دوستانه برقرار سازد . به همين مناسبت ، از سفيران امپراتور آلمان و پادشاه اسپانيا و پرتغال به گرمى پذيرايى كرد و براى به‌دست آوردن متحدينى عليه دولت عثمانى ، آنتونى شرلى و حسن بيگ را به سفارت اروپا فرستاد و قرار شد كه آنان از دربارهاى مسكو و آلمان و اسپانيا و مقر پاپ روم ديدن كنند ، ولى به‌طورى كه شاه عباس آرزو داشت اين رفت‌وآمدهاى سياسى به نتيجهء مطلوب نرسيد و دول اروپايى قدم مؤثرى در راه مبارزهء مشترك با دولت عثمانى برنداشتند . بالاخره شاه عباس در سال 1603 م . ( 1012 ه . ) جنگ با تركيه را آغاز كرد و پس از تصرف تبريز ، به تدريج ، لرستان و قسمتى از كردستان و ارمنستان و گرجستان شرقى به تصرف لشكريان اللّه وردى خان درآمد . پيروزى ارتش شاه عباس تنها معلول اصلاحات نظامى و شجاعت سربازان نبود ، بلكه آشفتگى اوضاع اقتصادى و سياسى عثمانيها و ناكاميهاى نظامى آنان در اروپا به‌سود دولت جوان شاه عباس پايان يافت . در پيمان صلحى كه در استانبول منعقد گرديد ، ايران تمام مناطق متصرفى را براى خود حفظ كرد و تعهد نمود سالى 200 خروار ابريشم خام ، براى سلطان عثمانى ارسال دارد . در سال 1025 ه . بار ديگر جنگ ايران و عثمانى تجديد گرديد ، ولى عثمانيها از اين جنگ طرفى نبستند . در سال 1033 ه . شاه عباس از عصيان « بكيرسوباشى » عليه مصطفاى اول ، سلطان عثمانى ، استفاده كرد و بغداد و سراسر عراق را به تصرف خود درآورد و در سال 1032 ه . با لشكريان خود قندهار را متصرف شد . » « 331 » آغاز روابط سياسى با دول غرب « . . . از انقراض دولت ساسانى تا حملهء مغول يعنى در دوران حكومت خلفاى اموى و عباسى ، در حقيقت ميان اروپا و ايران رابطه‌اى وجود نداشت ، زيرا از طرفى پس از انقراض دولت روم غربى و در قسمت بزرگى از دورهء قرون وسطى ، اروپا خود گرفتار ملوك الطوايفى و تاخت‌وتاز طوايف مختلف وحشيان و اختلافات سياسى و دينى دولتهاى نوبنياد بود و اساسا به امور سياست خارجى و

--> ( 330 ) . تاريخ سياسى و اجتماعى ايران از مرگ تيمور تا مرگ شاه عباس ، پيشين ، ص 305 - 293 ( به اختصار ) . ( 331 ) . تاريخ ايران از دوران باستان تا پايان سدهء هجدهم ، پيشين ، ص 546 به بعد ( به اختصار ) .