مرتضى راوندى

398

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

ضمنا در عهد شاه عباس اول ، حكومت مركزى استحكام پذيرفت و اهميت مأموران كشورى كه اكثر ايرانى بودند فزونتر گشت . از زمان شاه عباس اول ، عنصر ايرانى در ادارهء امور دولت وظيفهء مهمترى را ايفا مىكرد ، گرچه عنصر چادرنشين ترك نيز نقش مهمى بازى مىكرد ؛ بخصوص در ارتش ، زبان لشكريان دربار كماكان زبان تركى ( آذربايجانى ) بود . عناوين و القاب و مراتب نظامى دربارى نيز تركى بود . . . شاه عباس پايتخت را به شهر اصفهان ، در مركز ايران منتقل كرد ( 1007 ه . ) و اين اقدام به اهميت اقتصادى و سياسى نواحى فارس‌نشين افزود . » « 304 » پىيترو دلاواله ، جهانگرد ايتاليايى ، از قول شاه عباس چنين مىنويسد : « شاه عباس گفت كه : پادشاه بايد زندگى سربازى داشته باشد و هميشه پيشاپيش سپاه خود حركت كند تا بتواند بر هر مشكلى فائق آيد و در هر كار كامياب شود . هيچ پادشاهى نبايد كاملا به وزيران و سرداران و امراى خويش متكى گردد ؛ و شاهى كه امور سلطنت و كشوردارى را به اين‌گونه اشخاص واگذارد ، بدبخت خواهد شد ، زيرا اين گونه مردم بيشتر در انديشهء منافع خويش و گرد كردن مال و تحصيل قدرت و راحتند و براى پيشرفت كار ولينعمت ، دلسوزى نمىكنند . به همين سبب ، من همهء كارهاى مملكت را به ميل و اراده و مسؤوليت شخص خود انجام مىدهم و حاضرم كه يا جان خود را فدا كنم و يا بر دشمنان خويش فائق آيم . » « 305 » سپاهيان قزلباش سواره به جنگ مىرفتند و اصولا در ارتش آن روزگار پياده‌نظام مقام و موقعيت ممتازى نداشت . تا زمان شاه عباس ، اسلحهء سربازان بيشتر تير و كمان و شمشير و خنجر و تبرزين و سپر بود و استفاده از تفنگ را ، كه در سپاه عثمانى معمول بود ، خلاف مردانگى و شجاعت مىشمردند ؛ ولى شاه عباس كه مردى واقعبين بود چنان كه گفتيم سربازان خود را به توپخانه و تفنگ مجهز كرد . قدرشناسى شاه عباس از افسران فداكار قبل از شاه عباس ، مرسوم بود كه قسمت مهمى از اموال بزرگان دولت و سردارانى كه در ميدان جنگ كشته مىشدند ، براى خزانهء سلطنتى ضبط مىكردند . شاه عباس به اين رسم ناپسند پايان داد و دارايى آنها را در اختيار فرزندانشان قرار داد ؛ چنان كه در مورد اللّه ورديخان و ديگران اين روش را اعمال كرد . يكى از افراد گمنامى كه در سايهء حسن تدبير و كاردانى مورد محبت شاه - عباس قرار گرفته است ، قره‌چغان خان است . اين مرد پس از آنكه چندين مأموريت خطير و خطرناك را با مهارت و استادى انجام داد ، به طرف اردبيل حركت كرد . شاه عباس با جمعى از بزرگان و سرداران ايران به استقبال وى شتافت و چون در بيرون

--> ( 304 ) . تاريخ ايران از دوران باستان تا پايان سدهء هجدهم ، پيشين ، ج 2 ، ص 544 به بعد ( به اختصار ) . ( 305 ) . زندگانى شاه عباس اول ، پيشين ، ج 2 ، ص 79