مرتضى راوندى

397

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

سراسر آذربايجان جنوبى و شمالى به استثناى اردبيل و طالش و بخشى از لرستان را به آن دولت واگذار كرد . پس از آنكه خيال شاه عباس از جانب عثمانيها راحت شد ، قيامهاى امراى محلى را در خراسان ، فارس ، اصفهان و گيلان خاموش كرد و به بعضى اصلاحات داخلى دست زد . وى در عمل دريافت كه ريشهء پيروزيهاى نظامى تركان عثمانى در مزيت سازمان و سلاحهاى جنگى آنان است . توپخانهء بسيار عالى و پيادگان ينىچرى آن دولت مشهور بود ، در حالى كه ارتش صفويه را بيشتر سواران چادرنشين تشكيل مىدادند كه با خانواده و دامها و چارپايان خود در جنگ شركت مىجستند ، و گاه سپاهيان فئودالهاى محلى نيز در صف جنگجويان دورهء صفويه ديده مىشدند . سپاهيان قزلباش عملا از 60 هزار نفر تجاوز نمىكرد و دولت مواجب اين عده را مىپرداخت . اين سپاهيان انضباط كامل نداشتند و گاه با طغيان و سركشى موجبات ناراحتى شاه را فراهم مىكردند . اصلاحات نظامى شاه عباس شاه عباس براى آنكه بتواند در برابر دشمنان زورمند خود پايدارى كند ، به تجديد سازمان ارتش دست زد و در اين كار ، از اللّه وردى - خان و برادران انتونى و ربرت شرلى انگليسى كه از سال 1598 ميلادى به قزوين آمده و آمادگى خود را براى خدمت به شاه عباس اعلام كرده بودند ، استفادهء فراوان به عمل آمد . « ارتش دائمى تأسيس شد و در اين ارتش ، يك سپاه دوازده هزار نفرى تفنگچى و يك سپاه ده هزار نفرى سوار از غلامان به وجود آمد . غلامان را به تقليد از ينىچريهاى ترك بعدها از ميان جوانان گرجى و ارمنى ، كه در ايران پرورش مىيافتند و به اجبار به دين اسلام در مىآمدند ، برمىگزيدند . توپخانه و قسمتهاى توپچى نيز ايجاد گشت . تفنگچيان و توپچيان از ميان ايرانيان و با شرايط مخصوص انتخاب مىشدند . . . از گفته‌هاى اسكندر بيگ منشى و ديگر مؤلفان چنين برمىآيد كه اتحاد ايلات قزلباش همچنان وجود داشتند ، فقط يكى از ايلات قزلباش به نام تكلو ، كه چندين بار عاصى شده بودند ، تقريبا تمام افراد آن به امر شاه نابود شدند و عملا شمارهء افرادى كه از ايلات قزلباش بودند و از خزانه حقوق مىگرفتند به 30 هزار نفر تقليل يافت . بر روى هم ، در عهد شاه عباس اول ارتش از 120 هزار نفر تشكيل مىشد ؛ يعنى 44 هزار نفر ارتش دائمى ( قورچى و تفنگچى و توپچى و غلام - در عهد جانشينان شاه عباس اول عدهء ارتش دائمى سخت تقليل يافت ) و 75 هزار نفر سپاهى فئودالى ( 30 هزار نفر قزلباش و بقيه از سپاهيان قبايل چادرنشين تركمن و كرد و غيره و سپاهيان اميران فئودال اسكان يافتهء ايرانى ) . . . در عهد شاه عباس اول كسانى را كه داوطلبانه وارد خدمت مىشدند شاهسون ( دوستداران شاه ) مىناميدند . . . اصلاحات نظامى شاه عباس اول تنها اهميت سازمانى و فنى نداشت بلكه واجد معناى سياسى بود ، زيرا در نتيجهء اين اصلاحات ، نيرو و نفوذ قبايل چادرنشين قزلباش ، كه دعاوى و جنگهاى خانگى آنان ، آنهمه موجب زحمت و نگرانى حكومت شاه شده بود ، گرچه بالكل نابود نگشت ولى سخت بدان لطمه وارد آمد . ايجاد كادرهاى ارتش دايمى از اهميت سپاهيان فئودالى كاست و نفوذ سياسى بزرگان نظامى چادرنشين فئودالهاى قزلباش و ديگر ايلات ترك را ضعيف كرد .