مرتضى راوندى
379
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
نمىكردند . چنان كه ديديم ، قزلباشان دائما به گرجستان و داغستان و خاك چركس حمله مىكردند . . . بالنتيجه شيخ جنيد و شيخ حيدر صفوى در نبرد با شروانشاهيان كه از يارى سلاطين آققويونلو برخوردار بودند ، كشته شدند . » « 272 » شيخ حيدر نخستين كسى است كه پيروان خود را با كلاه سرخ مشخص نمود و براى اجراى نقشههاى خود روشى كمابيش فاشيستى پيش گرفت . اگر گفتهء سنى متعصبى را دربارهء شيخ حيدر بپذيريم ، هرگاه وى در اردبيل با مخالفت كسى روبرو مىشد ، به فرمان وى ، مريدانش سگى را به نفت و گوگرد آغشته ساخته و آتش زده از پنجره به درون خانهء مخالف مىافكندند . شيخ حيدر نخستين پيشواى صوفيان است كه صفوف سرخ كلاهان را به شمشير و نيزه و زوبين و گرز و سپر مجهز ساخته است و حتى براى آشنا ساختن پيروان خويش به رموز اسلحهسازى ، مدتها در خانقاه خويش ، در شهر اردبيل آستين بالا زده به ساختن نيزه و زوبين و شمشير سرگرم بوده است . « 273 » شاه اسماعيل اول ( 905 تا 930 ه . ) از پسران سلطان حيدر ، على به قتل رسيد و ابراهيم فوت نمود ، ولى اسماعيل پس از كسب فتوحات نظامى در سال 905 ه . مؤسس سلسلهء صفوى گرديد . اسماعيل از سيزده سالگى ( سال 905 ه . ) با هفت تن از همراهان خود ، راه اردبيل پيش گرفت و هرچه به اين شهر نزديك مىشد ، بر عدد سپاهيان و همراهانش مىافزوده ؛ به طورى كه در طارم ، شمار لشكريانش به 1500 رسيد . اين مريدان اسماعيل را مرشد كامل مىخواندند و اوامر و تعليمات او را به جان مىپذيرفتند . پس از آنكه حيطهء فرمانروايى او به سرزمين شروان و بندر باكو و قسمتى از ارمنستان بسط يافت و آذربايجان را به تصرف درآورد ، در تبريز به تخت سلطنت نشست و مذهب شيعه را يگانه مذهب رسمى ايران شمرد . امر كرد كه خطيبان شهادت خاص شيعه ، يعنى اشهد ان عليا ولى اللّه و حى على خير العمل را در اذان و اقامه وارد كنند ، در صورتى كه اكثريت مردم ايران سنىمذهب و از اصول مذهب شيعه بى خبر بودند . اين اقدام شاه اسماعيل تمام مردم ، حتى برخى از علماى شيعهء تبريز را نگران ساخت ؛ چنان كه يك شب پيش از تاجگذارى شاه ، نزد وى رفتند و گفتند : قربانت شويم دويست سيصد هزار خلق كه در تبريز است ، چهار دانگ آن همه سنىاند و از زمان حضرات تا حال اين خطبه را كسى در تبريز برملا نخوانده و مىترسيم مردم بگويند كه پادشاه شيعه نمىخواهيم و نعوذ باللّه اگر رعيت برگردند چه تدارك در اين باب توان كرد ، پادشاه فرمودند كه مرا به اين كار بازداشتهاند و خداى عالم و حضرات ائمهء معصومين همراه منند و من از هيچكس باك ندارم . بتوفيق اللّه تعالى ، اگر رعيت حرفى بگويد ،
--> ( 272 ) . تاريخ ايران از دوران باستان تا پايان سدهء هجدهم ، پيشين ، ص 500 به بعد ( به اختصار ) . ( 273 ) . تاريخ سياسى و اجتماعى ايران از مرگ تيمور تا مرگ شاه عباس ، پيشين ، ص 110 .