مرتضى راوندى

372

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

مدت سلطهء عثمانيها بر قسطنطنيه بود . با افتادن تمام بغاز بسفور و راه ورود به مديترانه و درياى سياه به دست تركان ، و مبارزات پيگير سلاطين عثمانى با اتريش و فرانسه و ديگر متحدين آنها بازار داد و ستد اروپاييان بويژه جمهوريهاى ژن و ونيز با شرق گشوده شد . . . نيرو گرفتن شيعيان در عهد شاه اسماعيل ، پادشاهان اروپا و دستگاه پاپ را به جلب اتحاد ايران برانگيخت و آمدن سفيرانى از كشورهاى مختلف - كه در فصل روابط سياسى ايران با كشورهاى خارجى از آنها سخن خواهيم گفت - نمونهء بارز علاقهء اروپاييان به جلب اتحاد ايران عليه عثمانيهاست . » « 265 » پس از آنكه قسطنطنيه به دست تركان افتاد ، اندك‌اندك سرچشمه‌هاى علم و دانش رو به خشكى نهاد . بردبارى و تحمل افكار و عقايد ديگران ، جاى خود را به جمود و خشكى و تعصب داد . تركان از جنبه‌هاى مليت ، فرهنگ و تمدن بيزانس طرفى نبستند ، ولى مفاسد آنان را به زودى فراگرفتند ؛ به قول ولز : « . . . قرطاس‌بازى و نفوذ خواجه‌سرايان و نگهبانان كاخ و جاسوسان و رشوه‌گيران و قوادان همچنان پايدار ماند و بر عثمانيان و زندگى پرشكوه آنان راه يافت . . . جاه‌طلبى سلطان محمد با گرفتن قسطنطنيه سير نشد ، سپس به روم چشم دوخت . شهر « اتران » ايتاليا را گرفت و به باد غارت داد و چه بسا كه اگر در 886 ه . ( 1481 م . ) نمىمرد ، كوششى به كاميابى نزديك ، براى گشودن ايتاليا مىكرد ، زيرا كه در درون اين شبه‌جزيره پيكارهايى خانگى و دشمنى ملى درگرفته بود . چون بايزيد دوم به تخت نشست ، جنگ به لهستان كشيده شد و بيشتر يونان مسخر عثمانيان گشت . سلطان سليم پسر بايزيد ، ارمنستان و مصر را به قلمرو عثمانى افزود . پس از سليم ، سليمان قانونى به خلافت رسيد و بغداد را از سوى شرق و پارهء بيشتر مجارستان را در مغرب گرفت و تا دروازه‌هاى وين راند . مجارستان سيصد سال در برابر عثمانيان پايدارى كرد ، ولى در 1526 م . ( 933 ه . ) آن كشور به دست عثمانيان افتاد . نيروى دريايى سلطان سليمان الجزاير را گرفت و بر ونيزيان شكستها آورد . در بيشتر جنگهايى كه با امپراتور اتريش مىكرد با فرانسه دستيار بود . دوران سلطان سليمان كشور عثمانى به منتهاى قدرت رسيد . » « 266 » فتح قسطنطنيه و شكست امپراتورى روم يكى از وقايع مهم تاريخى است . تركان عثمانى متعاقب اين فتح ، در صدد برآمدند براى آل عثمان مسند خلافت اسلامى را دست و پا كنند . به همين مناسبت ، به رقابت با دولت مصر پرداختند و بر آن شدند كه حتى الامكان حوزهء نفوذ و قدرت خود را در ايران و ممالك شرقى وسعت بخشند . سلطان بايزيد ، پسر سلطان محمد فاتح ، با اعزام سفيران ، يعقوب پادشاه آق‌قويونلو را بر آن داشت كه يكى از كودكان دودمان خود را به نام احمد ميرزا روانهء قسطنطنيه كند . همين كودك بعدها داماد سلطان بايزيد شد و به كمك عثمانيها چنان كه ديديم ، به پادشاهى رسيد و همين پادشاه دست‌نشانده پس از احراز

--> ( 265 ) . ابو القاسم طاهرى ، تاريخ سياسى و اجتماعى ايران از مرگ تيمور تا مرگ شاه عباس ، ص 10 ( به اختصار ) . ( 266 ) . كليات تاريخ ، پيشين ، ص 886 ( به اختصار ) .