مرتضى راوندى
369
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
و كرمان و فارس را به حيطهء قدرت خود افزود . در جريان اين جنگها مردم شهرهاى سلطانيه و اصفهان لطمات و خسارات فراوان تحمل كردند . جهانشاه چندى مشهد و هرات را نيز به تصرف خود درآورد ، ولى متقابلا ابو سعيد ، سلطان تيمورى ، و عصيان فئودالهاى آذربايجان ، وى را مجبور به عقبنشينى و تخليهء خراسان نمود . جهانشاه با اينكه تحصيلكرده و حامى علم و هنر بود ، در نتيجهء استبداد و سوء ظن و ستمگرى ، نامى زشت از خود به يادگار گذاشت . منجم باشى مورخ قرن هفدهم صفات ذاتى جهانشاه را از روى منابعى كه به دست ما نرسيده چنين نقل مىكند : جهانشاه ظالمى بود عياش و بىبند و بار و خونخوار ، متمايل به كفر و الحاد ، و احكام شريعت مطهر را مراعات نمىكرد . شبها را تا صبح در شرابخوارى و عياشى مىگذراند و روزها چون سگان مىخفت . جهانشاه كوشيد سياست مركزيتطلبى را تعقيب كند و بدينسبب نارضايى بزرگان چادرنشين را عليه خود برانگيخت و از ديگر سو ، افكار « كفرآميز » او و اينكه مىكوشيد به پيروان مذهب شيعه كه روزبهروز در ميان مردم بيشتر وجهه پيدا مىكردند تكيه كند و از آنها براى نيل به مقاصد خويش استفاده نمايد ، تنفر روحانيان سنى را عليه وى برانگيخت . « 262 » تركان قرهقويونلو از اواخر قرن نهم هجرى همراه با تركان آققويونلو بر سر تصرف اراضى و مراتع و غنايم گوناگون در جنگ بودند و سرانجام سلطان حسن بيگ آققويونلو كه به سبب اندام باريك و بلندش به اوزون حسن ( حسن دراز ) معروف است ، سراسر فلات ارمنستان و كردستان را از تصرف تركان قرهقويونلو خارج كرد و سر جهانشاه را نزد متحد او ، ابو سعيد و سر فرزند جهانشاه را براى سلطان محمد دوم پادشاه عثمانى فرستاد . پس از سقوط دولت قرهقويونلو اوزون حسن شهر تبريز را پايتخت خود قرار داد و به تدريج ، سراسر غرب ايران جزو قلمرو او گرديد . دولت آققويونلو تنها از امپراتورى عثمانى بيم داشت ؛ به همين مناسبت ، اوزون حسن مىكوشيد براى تحكيم موقعيت خود پيمان اتحادى با جمهورى ونيز و حكومت مجارستان و لهستان و ديگر دول غربى منعقد نمايد ، ولى دولت اوزون حسن با وجود آمد و رفت سفيران و نمايندگان سياسى دول غربى ، از اتحاديهاى كه عليه دولت عثمانى تشكيل داده بود ، طرفى نبست و در جنگى كه بين دولت آققويونلو و دولت عثمانى در بخش علياى رود فرات در گرفت ، اوزون حسن از تركان عثمانى شكست خورد . علت اين شكست ابتدايى و كهنه بودن وسايل جنگى سپاه آققويونلو بود . از طرف ديگر ، مللى كه زير سلطهء تركان آققويونلو گذران مىكردند ، به علت افزايش مالياتها و گرانى هزينهء زندگى ، سخت ناراضى بودند . سرانجام اوزون - حسن ماليات را تا يك ششم محصول تقليل داد . پس از او مأموران وصول ماليات به اصول و موازينى كه او معين كرده بود ، توجه نكردند . در عهد سلطان يعقوب ، فرزند اوزون حسن ، بار ديگر تلاشى براى اصلاح امور مالى به عمل آمد و قاضى عيسى ، مشاور او ، براى بهبود وضع اقتصادى دولت ، كليهء سيورغالهاى نظامى و روحانى را لغو كرد و كوشيد كه مأموران
--> ( 262 ) . تاريخ ايران از دوران باستان تا پايان سدهء هجدهم ، پيشين . ص 470 .