مرتضى راوندى
364
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
براى محمد دوم سلطان عثمانى فرستاد . در بهار سال 873 ه . لشكريان آققويونلو آذربايجان جنوبى و شهر تبريز را اشغال كردند و اوزون حسن آن شهر را پايتخت خويش قرار داد و بدينطريق دولت قرهقويونلو سقوط كرد و دولت آققويونلو به جاى آن استقرار يافت . سلطان ابو سعيد با لشكرى فراوان براى درهم كوفتن قدرت دولت آققويونلو به آذربايجان رفت ، ولى لشكر زمستان به كمك سپاهيان آققويونلو آمد . تمام اسبان آنها سقط شدند و در جريان جنگ ، ابو سعيد و لشكريانش محاصره شدند و سلطان دستگير و اعدام گرديد . سابقا از سرنوشت جانشينان شاهرخ سخن گفتيم ، اكنون بايد بگويم كه پس از مرگ ابو سعيد ، امپراتورى تيمورى در واقع به دو سلطنت منقسم گشت ؛ يكى پادشاهى خراسان كه مركز آن هرات ، و ديگرى آسياى ميانه كه مركز آن سمرقند بود . در آغاز دوران حكومت سلطان حسين بايقرا ( جانشين ابو سعيد ) مردم بينواى شهرى در هرات بر اثر مالياتهاى طاقتفرسايى كه مأموران ديوان ماليات برقرار كرده بودند ، دست به شورش زدند . سلطان حسين از وسعت دامنهء عصيان بيمناك شد و على شير نوايى ، دوست دورهء جوانى خود را نزد شورشيان گسيل داشت . « على شير نوايى به محض ورود به هرات ، امر كرد تا از فراز منبر مسجد جامع ، فرمان لغو مالياتهاى غيرقانونى را قرائت كنند و تمام مأمورانى را كه با اخذ عوارض غيرمشروع موجب عصيان خلق شده بودند بازداشت كرد و تسليم دادگاه نمود . در پيرو اين اقدام ، پيشهوران و روستاييان ناحيهء هرات را براى مدت دو سال از مالياتها و عوارض فوق العادهاى كه براى نگهدارى سپاهيان مىپرداختند و بار سنگينى بر دوش مالياتدهندگان ( شهريان و روستاييان ) بود ، معاف كرد . على شير نوايى بدينطريق موفق شد عصيان مردم پايتخت هرات را ، بدون توسل به زور و تضييقات ، پايان دهد ( 875 ه . ) ، سلطان حسين بايقرا پس از استقرار بر سرير سلطنت على شير نوايى را نخست به سمت امير ديوان ماليات و سپس وزير برگزيد . على شير نوايى ، مانند غازان خان ، معتقد به تثبيت دقيق مالياتها و بهرهء مالكانه يا بهرهء فئودالى بود و با رشوهخوارى و اخذ عوارض غيرقانونى مخالف بود . به همين جهت عليه او به تحريكاتى دست زدند و از مقام وزارت كنارهگيرى كرد . وى در دوران قدرت خود ، به فعاليتهاى ساختمانى پردامنهاى دست زد ؛ چندين مدرسه و كتابخانه در هرات بنا نمود ، نهرى به طول 70 كيلومتر نزديك طوس و مشهد احداث كرد ، رباطها ( كاروانسراها ) و بيمارستانها و گرمابهها و پلها و آب - انبارهاى فراوان در نقاط مختلف ساخت . پس از كنارهگيرى نوايى ، ميزان مالياتها افزايش يافت . ضمنا وجوهى كه از رعايا گرفته مىشد در جيبهاى اميران و مأموران عاليرتبهء مالى و درباريان تهنشين شده و فقط مبلغ ناچيزى از آن به خزانهء دولت مركزى مىرسيد . مأموران عاليمقام مالى از بىاعتنايى سلطان حسين فرتوت و ميخواره و بدمست نسبت به امور ملك و دولت استفاده كرده با كمال بيشرمى به غارت مردم مالياتدهنده و چپاول خزانهء دولت پرداختند . هنگامى كه مجد الدين وزير ، دشمن عمدهء على شير نوايى ، معزول و به خاطر رشوه - خوارى و اختلاس از خزانهء دولت ، تسليم دادگاه گشت ، بازپرسانى كه از اموال وى صورت