مرتضى راوندى
356
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
و اما جادههاى كاروانرو شمالى را كه از نواحى مجاور كرانهء درياى سياه و صحراهاى كرانهء بحر خزر مىگذشتند ، و تيمور نمىتوانست قدرت خويش را در آن نواحى مستقر و استوار سازد ، مايل بود به روى تجار و بازرگانى مسدود نمايد . بدين منظور ، تمام شهرهايى را كه بر سر جادههاى اخير الذكر وجود داشت ويران ساخت ( گرگانج ، حاجى طرخان ، سراى بركه ، آزوف و غيره ) . پس از آن ، در ظرف مدت سى سال تجارت ميان اروپا و آسيا از طريق جادههاى كاروانيى كه از ايران مىگذشت صورت مىگرفت . تيمور تنها چون فاتحى بيگانه وارد ايران نشد ، بلكه مانند دژخيمى خونخوار و فرونشانندهء نهضتهاى خلق و در عين حال بازگردانندهء سنن مغولان ، به ايران گام نهاد . اينكه تيمور در لشكركشيهاى خود به ايران از پشتيبانى بخشى از طبقهء فئودال ، بويژه بزرگان چادرنشين مغول و ترك ، كه نمىتوانستند با نيروهاى خود از عهدهء نهضتهاى خلق برآيند برخوردار بود ، كاملا قابل درك است . بر روى هم سياست تيمور و اطرافيان وى كاملا جنبهء ارتجاعى داشت . « 242 » تيمور پس از قتل رقيب خود امير حسين در فاصلهء سالهاى 782 - 771 ه . سراسر افغانستان و ماوراء النهر و خوارزم را فتح كرد ، سپس به خراسان هجوم برد و پس از غارت و كشتار مردم آن حدود ، مازندران ، رى و سلطانيه را نيز تسخير كرد و سپس به سمرقند برگشت . پس از چندى بار ديگر به قصد آذربايجان حركت كرد و بدون آنكه با مقاومت جدى مواجه گردد ، گيلان ، گرجستان و داغستان را فتح كرد ، سپس راه اصفهان پيش گرفت . در اين موقع ملوك آل مظفر اين ناحيه را در تصرف داشتند . چون مردم به جنگهاى پارتيزانى مبادرت كردند و قريب سى هزار تن از همراهانش را كشتند ، وى از راه انتقام ، سر هفتاد هزار نفر از مردم اين سامان را از تن جدا كرد ، و از كلهء آنها منارهها ساخت . جريان تسخير اصفهان نويسندهء روضة الصفا مىنويسد كه عدهاى از مردم اصفهان كه از مظالم محصلان و نوكران امرا به جان آمده بودند ، به اتفاق مردى به نام « على كچهپا » با مأمورين به جنگ پرداختند و عدهء زيادى را كشتند . پس از آنكه جاسوسان تيمور خبر اين واقعه را به او اعلام كردند ، « آتش خشم جهانسوزش زبانه كشيد . . . فرمان داد كه تيغ انتقام از نيام بيرون كشيده بر قتل عام اهتمام نمايند . سياست درآمد به گردن زنى * ز چشم جهان دور شد روشنى به روايت ، اقل هفتاد هزار سر جمع آمده . . . از رؤوس كشتگان منارهها برآوردند . » تيمور پس از آنكه حوزهء قدرت خود را بسط داد ، عازم شيراز شد و با چهل هزار نفر از همراهان خود بر چهار هزار نفر سرباز شجاع شاه منصور حمله برد و به طورى كه مورخين نوشتهاند ، نزديك بود امير تيمور در جريان جنگ كشته شود ، ليكن ميرزا شاهرخ ، پسر امير -
--> ( 242 ) . تاريخ ايران از دوران باستان تا پايان سدهء هجدهم ، پيشين ، ص 458 به بعد .