مرتضى راوندى

24

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

عربى ، بويژه آنهايى كه با مكه خصومت مىورزيدند ، حكومت سياسى محمد ( ص ) را بر خويش پذيرفتند . پيامبر ، نه هميشه بلكه در ضمن انعقاد پيمان با ايشان ، اسلام آوردن آنان را طلب مىكرد . برخى از قريشيان ، كه پيشتر در شمار دشمنان اسلام بودند ، به اردوگاه پيامبر مىآمدند و اسلام مىآوردند . از آن جمله خالد بن وليد و عمرو بن عاص بودند كه بعدها هردو از سرداران نامى خلافت اسلام گشتند . اين هردو تن ، به دين بىاعتنا بودند ولى مىديدند كه اسلام به صورت نيروى سياسى مؤثرى درآمده كه الحاق بدان بسيار نافع به نظر مىرسد . . . نه اينكه بناگاه به وحدت خداوند و رسالت رسول وى محمد ( ص ) ايمان آورده باشند ، بلكه بدان‌سبب كه اسلام به نظر ايشان ، نيرويى سياسى آمد كه سرزمين عربستان را به يارى آن مىتوان متحد ساخت . شخص ابو سفيان از دشمنى با محمد سرباز زد و حتى دختر خويش را به زنى به وى داد . اين عمل در آن زمان نشان مىداد كه وى حاضر به انعقاد پيمان اتحاد سياسى است . بازرگانان مكه درك مىكردند كه اين نيرو را مىتوان به نفع خود مورد استفاده قرار داد . و ممكن است ابو سفيان و تنى چند از بزرگان مكه هم در آن زمان ، امكان فتح سرزمينهاى غير - عربى را پس از حصول اتحاد عربستان در نظر گرفته بودند ؛ سرزمينهايى كه طرق بازرگانى كاروانى و بحرى كرانه‌هاى درياى متوسط ( مديترانه ) و آسيا از آن عبور مىكرد . فتح سرزمينهاى ديگران در خروج و نجات از بحران اقتصادى به عربستان كمك مىكرد . اما اينكه چنين فتوحاتى را در تحت لواى اسلام بهتر مىتوان عملى كرد ، اين نكته هم در آن زمان قابل پيش‌بينى بود . » « 35 » فتح مكه « در نخستين روزهاى ژانويهء سال 630 م . ( زمستان سال نهم هجرى ) محمد ( ص ) با دوهزار تن مرد جنگى ، مركب از اهل مدينه و قبايل متحد ، به مكه نزديك شد . مكيان تدارك دفاع مىديدند . عباس كه علنا طرف پيامبر را گرفته و اسلام پذيرفته بود ، در اردوگاه حضور به‌هم رسانيد . عباس ملاقاتى بين محمد ( ص ) و اطرافيان وى با ابو سفيان ترتيب داد ، و ابو سفيان قرار تسليم مكه را ، با شرايطى كه براى خاندان او و دوستانش نافع بود ، با محمد ( ص ) گذاشت . امنيت همهء مكيان . . . كمابيش تأمين شد . مكيان تعهد كردند اسلام آورند . ورود لشكر اسلام به مكه تقريبا بدون خونريزى صورت گرفت . كعبه را از وجود بتان پاك كردند و به مسجد الحرام و معبد مسلمانان مبدل ساختند . » « 36 » بطورىكه از روايات و احاديث موجود برمىآيد : محمد ( ص ) خطاب به مردم گفت : « لا إله الا اللّه وحده لا شريك له صدق وعده و هزم الاحزاب وحده » ( خدايى نيست جز خداى يگانه ، تنها و بىشريك است ، وعده‌اش راست بود و به تنهايى سپاه احزاب را شكست داد . ) سپس مردم را از خودستايى ، بت‌پرستى ، و باليدن به نياكان برحذر داشت و فرمود : « جاءَ الْحَقُّ وَ زَهَقَ الْباطِلُ ؛ إِنَّ الْباطِلَ كانَ زَهُوقاً » ( حق آمد و باطل از ميان برخاست و باطل ناچار از ميان رفتنى است . ) سپس دستور داد بتها را درهم شكستند و به دوران شرك پايان بخشيد .

--> ( 35 ) و ( 36 ) . اسلام در ايران ، پيشين ، ص 34 به بعد ( به اختصار ) .