مرتضى راوندى

25

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

مردم بت‌پرست مكه گمان مىكردند هنگامى كه على ( ع ) به اتفاق عده‌اى از مسلمين بتها را درهم مىشكنند ، جهان ويران خواهد شد ، ولى در جريان اين كار هيچ واقعه‌اى روى نداد . بديهى است كه اسلام آوردن برخى از بزرگان و افراد قريش از روى عقيده نبود بلكه يك ضرورت سياسى آنان را به قبول اسلام وادار كرده بود . روايت است كه در سال هشتم هجرى عباس ، ابو سفيان را كه از بزرگان مكه بود ، پيش محمد ( ص ) برد . حضرت از او پرسيد : آيا اكنون معتقدى كه من رسول اللّه هستم ؟ ابو سفيان گفت : تو مرا از پدر و مادر عزيزتر هستى ، ليكن در باب رسالت تو هنوز در دلم شكى است . عباس برآشفت و گفت : واى بر تو ، مسلمان شو و بگو لا إله الا اللّه محمد رسول اللّه قبل از آنكه سرت بريده شود . ابو سفيان چون اين سخنان را بشنيد ، با توجه به قدرت روزافزون مسلمانان ، ايمان آورد . و بطورىكه در كتاب سيرت الرسل و ساير منابع مذكور است ، ابو سفيان و بازماندگان او ، يعنى معاويه و يزيد ، با اينكه هيچوقت به اسلام معتقد و مؤمن نبودند ، ولى از اسلام سود فراوان بردند و جاه و مال كلانى به‌دست آوردند . آنها نه‌تنها موقعيت ممتاز خود را در مكه حفظ كردند بلكه در ميان سران دولت عربى اسلام ، نقش برجسته‌اى بازى كردند و در حدود 14 سال بعد ، عثمان بن عفان ، كه يكى از اعضاى خاندان اموى بود ، در رأس دولت مزبور قرار گرفت و قريب 15 سال بعد از آن ، معاويه فرزند ابو سفيان ، دودمان اموى ( بنى اميه ) را ، به عنوان حكام خلافت عربى ، بنيان نهاد . خويشاوندان و هواخواهان ابو سفيان ، به تمام معنى و به حداكثر ، از منافع فتوحات بزرگ اعراب بهره گرفتند و اراضى جديدى در سوريه و ديگر نواحى به انضمام روستاييان متصرف و مقيم آن اراضى را تصاحب كردند و بردگان بسيار و اموال گوناگون از غنايم جنگى به‌دست آوردند . در طى سالهاى نهم و دهم هجرى ( 631 - 630 ) واحهء طائف و بخش اعظم شبه جزيرهء عربى بناچار سر به اطاعت محمد ( ص ) نهادند . در اكثر موارد اين اطاعت با قبول اسلام و بت‌شكنى توأم بود . در آغاز امر ، محمد ( ص ) به اسلام آوردن ظاهرى ايشان اكتفا مىكرد و رضا مىداد و معتقد بود كه ايمان واقعى بعد پديد خواهد آمد و اگر در نسل اول ظهور نكرد ، در نسلهاى بعدى به دلها خواهد تابيد . اين حساب بعدها درست درآمد و چيزى نگذشت كه مردم سراسر شبه جزيرهء عربستان به دين اسلام درآمدند . « 37 » هدف اعراب جرجى زيدان مىنويسد : عربها كه مىدانستند ممالك شام و عراق حاصلخيز و پرنعمت است ،

--> ( 37 ) . همان ، ص 35 .