مرتضى راوندى
329
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
غياث الدين محمد ، فرزند رشيد الدين فضل اللّه در راه اصلاحات قدمهايى برداشت . ابو سعيد خان به توصيهء او براى دفاع از اهالى در برابر زيادهرويها و سوء استفادههاى مأموران ، كه موجب فقر و بينوايى مىگشت ، فرمانهايى صادر كرد . يكى از اين فرامين بر ديوار مسجد شهر « آنى » منقور گشته و در دسترس است . پس از مرگ ايلخان ابو سعيد ، تلاش غياث الدين در راه تمركز و نظم اقتصادى و مالياتى بار ديگر در اثر دسايس سران مغول با شكست قطعى مواجه گرديد و مبارزهء شديد فئودالهاى بزرگ براى كسب قدرت زندگى اكثريت را با عوارض و مشكلات گوناگون مواجه ساخت . « 225 » نهضتهاى آزاديخواهانهء مردم در نيمهء دوم قرن هفتم هجرى افزايش شگفتانگيز بهرهء مالكانه و مالياتها و سياست مقيد ساختن روستاييان به زمين ، موجب قيام قشرهاى مختلف مردم در سراسر كشور گرديد . فرار دستهجمعى روستاييان يكى از مظاهر اين مبارزه بود ، گاهى هم مبارزه به صورت قيام و عصيان در مىآمد . تا كنون محققان كمتر به مطالعهء اين قيامها پرداختهاند . در سال 664 ه . در فارس يك خروج عظيم در تحت قيادت سيد شرف الدين عليه حكومت مغولان وقوع يافت . لشكريان ايلخان اين قيام را بيرحمانه فرونشاندند . در سال 674 ه . در اران ( آذربايجان شمالى ) مردم به ايلخان اباقا خان حملهور شدند ، ولى ايلخان از مرگ رهايى يافت ؛ در سال 691 ه . قبايل چادرنشين لر به قيام بزرگى دست زدند و شهر اصفهان را اشغال كردند ؛ و در فاصلهء سالهاى 679 تا 689 ه . يعنى در دوران انحطاط شديد اقتصادى ، مبارزهء وسيع و نامنظمى از طرف روستاييان ، بردگان و ديگر قشرهاى استثمار شده در سراسر ايران آغاز شد كه خواجه رشيد الدين فضل اللّه عاملين قيام را راهزن و مردم حقجو و مظلوم را « رنود و اوباش » مىخواند . قابل توجه است كه در اين نهضتهاى اجتماعى ، مغولان فقير دوشبهدوش عامهء مردم وارد مبارزه شده بودند . در شهرها به مقراميران و اعيان حملهور مىشدند و در راهها كاروانهاى بازرگانان را غارت مىكردند ، و چون مردم عموما از حكومت ستمكار و متجاوز مغولان به جان آمده بودند ، از اين عناصر مبارز پشتيبانى مىكردند . هيچكس راز آنان را فاش نمىكرد و محل اختفاى ايشان را برملا نمىنمود . در سال 703 ه . قيام پيروان پير يعقوب ، كه رشيد الدين آنها را مزدكى خوانده ، قابل توجه است ؛ چه آنان ظاهرا هواخواه استقرار برابرى اجتماعى و تفويض تمام زمينها به طبقهء كشاورز بودند . با اينكه پس از مرگ ايلخان ابو سعيد ، بساط حكومت متمركز مغولان به كلى برچيده شده بود ، ولى باز در 731 ه . تا پايان قرن هشتم در نواحى مختلف مملكت ، اعيان نظامى مغول و ترك به حكومت جابرانهء خود ادامه مىدادند و در گوشه و كنار مملكت قيامهاى عمومى به وقوع مىپيوست . به نظر محققان شوروى ، سياست داخلى غازان خان و اصلاحاتى كه وى به عمل آورد ،
--> ( 225 ) . همان ، ص 399 به بعد .