مرتضى راوندى

23

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

مسلمين تحت تعليمات سلمان در حدود 14 روز دور مدينه خندقى پديد آوردند ، و با اين تدبير سدى در برابر قريش به وجود آمد . چون قواى خصم قادر به عبور نشدند و از تير و سنگهاى پرتابى هم نتيجه‌اى نگرفتند ، طرفين تصميم به جنگ تن‌به‌تن گرفتند و چند تن از دو گروه براى شركت در اين نبرد ، قدم به ميدان گذاشتند . از طرف مسلمين ، على بن ابيطالب قدم شجاعت پيش نهاد و خصم خود را كشت و ابو سفيان و اتباع او را وادار به بازگشت نمود . در سال ششم هجرى ، رسما بين مسلمين و كفار عهدنامه‌اى منعقد شد كه مدت 10 سال بين طرفين جنگى روى ندهد و هيچ‌يك از دو طرف مزاحم ديگرى نشوند . اين پيمان را جمعى از اصحاب حضرت و عده‌اى از رؤساى قريش امضا كردند . از سال چهارم تا هشتم هجرى ، بين مسلمين و قوم يهود چند جنگ ديگر درگرفت كه در غالب آنها پيروزى نصيب مسلمين گرديد و غنايم و اسراى بسيار به دست آنها افتاد . در جريان غزوهء احد ، « مالك بن سنان پدر ابو سعيد گفت : يا رسول اللّه به خدا سوگند كه ما در ميان احد الحسنينيم كه آن ظفر است يا شهادت ، و هردو صورت مطلوب و مرغوب ماست . » « 34 » پطروشفسكى راجع به پيمان عدم تعرض ده‌ساله چنين اظهارنظر مىكند : « محمد ( ص ) و سران صحابه اين پيمان را يك موفقيت سياسى مىشمردند ، زيرا نخستين‌بار بود كه بزرگان قريش محمد را همچون طرف متساوى الحقوق شناخته بودند . ولى تودهء مسلمانان عادى كه از حكومت بزرگان و ثروتمندان مكه تنفر داشتند و آرزوى ورود مظفرانه به مكه را در سر مىپرورانيدند ، فوق العاده ناراحت بودند . اين نخستين موردى بود كه در جامعهء مسلمانان اختلاف بروز كرد ؛ سران جماعت گرايشى به طرف صلح با بزرگان مكه نشان مىدادند و قشرهاى پايين مىكوشيدند بزرگان مزبور را سرنگون سازند . حيثيت محمد ( ص ) پس از پيمان « حديبيّه » بيش از پيش بالا گرفت . قبايل گوناگون

--> - صدر اسلام پس از خلفاى راشدين سلمان فارسى را ذكر مىكنند . سيد بحر العلوم در رجال خود از فضل بن شاذان حكايت كند : « ما نشأ فى الاسلام رجل من كافة الناس افقه من سلمان الفارسى . » و در كتاب معالم العلماء ابن شهرآشوب آمده است كه « پس از جمع قرآن كه بوسيلهء على ( ع ) انجام يافته ، نخستين كسى كه در اسلام تصنيف كرده سلمان فارسى بوده است . و در فردوس الاخبار تأليف حافظ ديلمى نقل است كه پيامبر خطاب به سلمان فرمود : « انت منا اهل - البيت و قد اتاك العلم الاول و العلم الآخر و الكتاب الاول و الكتاب الاخر . . . سلمان از طرف خليفهء دوم بر مداين حكومت مىكرد و تمام حقوق خود را صدقه مىداد و بين فقرا تقسيم مىكرد و خود كار مىكرد . زنبيل مىبافت و از حاصل كار خود امرار معاش مىكرد . گويى سلمان بيت المال را كه از راه جنگ و چپاول و غارت ديگر ملل به دست آمده بود ، مالى مطبوع و گوارا تلقى نمىكرد . روابط سلمان با حضرت به حدى صميمانه بود كه بعضى از معاصرين مىگفتند كه قرآن « وحى » نيست بلكه حاصل انديشه‌ها و افكار سلمان است كه به پيشواى اسلام تلقين مىشود . مؤيد اين شايعه آيهء 105 از سورهء نحل است : « يَقُولُونَ إِنَّما يُعَلِّمُهُ بَشَرٌ لِسانُ الَّذِي يُلْحِدُونَ إِلَيْهِ أَعْجَمِيٌّ وَ هذا لِسانٌ عَرَبِيٌّ مُبِينٌ . » مىگويند او را تعليم مىدهد بشرى از عجم در حالى كه قرآن زبان عربى آشكارى است . ( 34 ) . ميرخواند ، روضة الصفا ، ج 2 ، ص 282 .