مرتضى راوندى
22
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
همراهى كردند . اين زنان دفكوبان قوم عرب را به خونخواهى كشتگان روز بدر تحريص مىكردند و بر مرگ آنان ندبه و زارى مىنمودند . چون خبر حركت قريش به مسلمين رسيد ، سخت مضطرب شدند و بين آنان در چگونگى مقابله با دشمن اختلاف افتاد . جمعى معتقد بودند كه بايد در مدينه ماند و از شهر دفاع كرد و برخى مىگفتند كه بايد به جلو قريش شتافت و با آنان جنگيد . بالاخره حضرت با رأى اكثريت روى موافق نشان داد و پيشواى اسلام با 700 تن ، كه فقط دو تن از ايشان سوارهنظام بودند ، در جنگ احد شركت كردند . با اينكه در اين نبرد حمزه . عم حضرت . رشادت فراوان بروز داد ، نتيجهاى عايد مسلمين نشد . حمزه به قتل رسيد . زن ابو سفيان دستور داد تا جگر حمزه را بيرون كشيدند و از شدت كينه و خشم آن را خورد و به همين جهت به هند جگرخواره ( آكلة الاكباد ) ملقب گرديد . بعد از شكست احد ، جمعى از مسلمين مرتد گشته به قريش پيوستند ، و يهوديان به آتش اختلافات دامن مىزدند . در سال چهارم هجرت ، مسلمين مطلع شدند كه قريش بار ديگر به قصد حمله به مدينه حركت كردند . مسلمين از اين خبر سخت نگران شدند ، چون عدهء آنها بسيار كم بود و وسايل جنگى كافى در اختيار نداشتند . در اين موقع ، مسلمين از نبوغ و كاردانى يكى از تازهمسلمانان ايرانى يعنى سلمان فارسى « 33 » به سود خود استفاده كردند و حضرت و كليهء
--> ( 33 ) . سلمان فارسى . نخستين ايرانى كه اسلام آورد ، سلمان بود كه يكى از گراميترين اصحاب پيامبر بهشمار مىرود و فرقهء نصيريان سوريه نام او را در تثليث عرفانى خود وارد كردهاند ( علامت اين مسلك حروف عين و ميم و سين است كه در آن ، عين بجاى على است كه مظهر عقل و انديشه است و حروف ميم ، به جاى محمد ، و حروف سين به جاى سلمان است كه باب اللّه دانستهاند . ) پيش از آنكه اسلام وارد مرحلهء غزوات بشود ، سلمان به مذهب اسلام درآمد ، و چون در امر مهندسى نظام تبحر داشت ، هنگام دفاع از مدينه خدمات مهمى براى پيامبر انجام داد . ابن هشام شرح مشبعى ، كه بسيار جالب است ، دربارهء تاريخ زندگى سلمان نوشته است . روح كنجكاو و سر پرشورش او را به كليساهاى اصفهان كشاند و از خانهء پرتجمل پدر خوشگذران خود گريزاند و بالنتيجه كيش مجوسى را ، كه مذهب پدر و مادرش بود ، از دست داد . نخست آيين مسيح و سپس اسلام اختيار نمود . سلمان يگانه شخصى است كه از ميان ايرانيان وارد جمع اصحاب پيامبر گرديد . بسيارى از علماى بلندمرتبهء اسلام نيز از روزهاى نخست ، از نژاد ايرانى برخاستند ، و عدهاى از اسراى جنگ و اولادشان ، مانند چهار فرزند « شيرين » كه در حلولا اسير شدند ، بعد در عالم اسلام به مقام شامخى رسيدند . به عقيدهء براون : « قول كسانى كه مضمون سخنشان اين است كه پس از استيلاى عرب بر ايران ، دو سه قرن ايرانيان فاقد زندگى علمى و معنوى بودهاند ، بهيچوجه درست نيست . . . بالعكس ، آن دو سه قرن دورهاى است بسيار جالب توجه و مهم ، و از اين جهت عديم النظير است كه امتزاج ادوار قديم و جديد است ، دورهء تحول آداب ، تطور مراسم و سير عقايد و افكار است ، ولى به هيچوجه دورهء ركود و سكون يا مرگ نيست . راست است كه ايران از جهت سياسى چندى از موجوديت مستقل ملى خود بهرهمند نگشت و در امپراتورى بزرگ اسلام ، كه از جبل طارق تا رود سيحون امتداد داشت ، غرق شد ، لكن در رشتهء علم و معرفت به زودى سيادت و تفوق خود را ثابت كرد . و بايد دانست كه ملت ايران با آن لياقت و مهارت و ظرافت و لطافت روح درخور برترى بوده است . اگر از علومى كه عموما به اسم عرب معروف است ، اعم از تفسير و حديث و الهيات و فلسفه و طب و لغت و تاريخ و تراجم احوال ، و حتى صرفونحو زبان عربى . آنچه را ايرانيان در اين مباحث نوشتهاند ، مجزا كنيد ، مهمترين قسمت آن علوم از ميان مىرود . تازيان حتى پيشتر ، تشكيلات دولتى خود را به تقليد ايرانيان ترتيب دادهاند . » تلخيص از تاريخ ادبى ايران ، پيشين ص 301 فريد وجدى ، از فضلاى مصر در دايرة المعارف خود ضمن بحث از مراجع عهد صحابه و فقهاى بزرگ -