مرتضى راوندى
309
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
پس از آنكه سقوط بغداد ، و زوال خلافت معتصم ، خليفهء فاسد عباسى ، با كاردانى و هدايت فكرى خواجه نصير الدين طوسى ، صورت عمل گرفت ، سعدى ، كه مردى اشعرى و متعصب بود ، از فروريختن اين اساس ظلم و فساد ، ظاهرا اظهار تأسف نمود و گفت : آسمان را حق بود گر خون بگريد بر زمين * بر زوال ملك مستعصم امير المؤمنين ولى مولوى حكيم و صاحبنظر ، كه از فساد درونى دستگاه خلافت آگاه بود ، گفت : گرچه يك بغداد ويران كرده شد * هرطرف بغدادها بنياد كرد ابلهان گفتند شهر داد رفت ! * عاشقان گفتند باللّه ، داد كرد . جانشينان هلاكو هلاكو و جانشينان او در نتيجهء گذشت زمان به آداب و رسوم متمدنين ايران و ساير ملل آسياى ميانه مأنوس شدند ؛ بخصوص ، جانشينان هلاكو تحت تعليمات معلمين و وزراى ايرانى قرار گرفتند . در اين دوره ، رتق و فتق امور غالبا به دست وزراى كاردانى نظير خواجه شمس الدين محمد جوينى و صدر الدين زنجانى صورت مىگرفت ، و چهبسا كه اين مردان خيرخواه براى جلوگيرى از اعمال بيرويهء ايلخانان ، جان خود را در معرض خطر قرار مىدادند . از تاريخ زمامدارى غازان ، مداخلهء رجال ايرانى در امور مختلف افزايش يافت و حكومت ايران از زير نفوذ خان مغولستان خارج شد و ادارهء كارهاى مهم و اساسى به دست ايرانيان سپرده شد و كمابيش استقلال ديرين ايران تجديد گرديد . در نتيجهء مداخلهء ايرانيان در وضع ماليه و طرز دادرسى ، تغييرات و اصلاحاتى به عمل آمد ؛ مداخلهء امراى مغول در كارها نقصان يافت ، كاروانسراها و چاپارخانههاى متعدد تأسيس گرديد ، اوزان و مقادير و وضع مسكوكات سروسامان گرفت . كسى كه بيش از همه در راه هدايت فكرى غازان سعى كرده وزير باتدبير و دانشمند او ، خواجه رشيد الدين فضل اللّه صاحب كتاب جامع التواريخ رشيدى است كه چنان كه خواهيم ديد ، در تأسيس بيمارستانها و مكاتب ، سعى بليغ مبذول داشت . يكى از وقايع مهم عصر غازان ، گرويدن او به آيين اسلام است . غير از عوامل و مقتضيات تاريخى و سعى و تلاش ايرانيان ، امير نوروز ، فرزند ارغون آقا ، در اين راه كوشش بسيار كرد . اسلام آوردن غازان خان « در شورايى كه غازان در حضور امير نوروز برپا كرده بود ، امير نوروز گفت كه منجمين و علماى اهل زهد و ورع چنين پيشگويى كردهاند كه در حدود 690 ه . سلطانى قيام خواهد كرد كه اسلام در كنف حمايت او رونق پيشين خود را از سر خواهد گرفت و رعاياى او قرين امن و رفاه خواهند شد ؛ اگر غازان قبول اسلام كند ، سلطنت او در ايران برقرار خواهد شد و مسلمين در سايهء دولت او . . . از ننگ تبعيت كفار تاتار خواهند آسود . . . اين بيانات در مزاج غازان مؤثر افتاد . در چهارم شعبان 694 در لار دماوند غسل كرد و بر دست شيخ صدر الدين . . . اسلام آورد و به پيروى از او ، صد هزار نفر از مغول اسلام آوردند و غازان از اين تاريخ به نام محمود خوانده شد . » « 195 » رشيد الدين فضل اللّه نويسندهء تاريخ مبارك غازانى مىنويسد كه غازان خان « در خلوتى به
--> ( 195 ) . تاريخ مغول ، پيشين ، ص 256 ( به اختصار ) .