مرتضى راوندى
305
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
نصير مباح و جايز بود و از اين راه بر او و رجال ديگر شيعه ايرادى وارد نيست ؛ چنان كه آنان نيز هرگاه احساس خطرى كردند از قتل امامان شيعه و خود شيعيان و رجال ايرانى خوددارى نكردند . بنابراين ، متصف ساختن . خواجه به « خائن » و « مخادع » يك نوع بىانصافى ناانديشيدهء تاريخى است ؛ و نظير همين داورى را هم بايد دربارهء « ابن العلقمى » كرد كه ديرگاهى در بغداد شاهد رفتارهاى نابهنجار ابو بكر پسر خليفه و سرداران او با شيعيان كرخ و اهانتهاى آنان نسبت به مشاهد متبرك اين فرقه بود و دندان بر جگر مىنهاد ؛ و چون روز انتقام فرا رسيد ، خليفه و اطرافيان او را به چنگال دژخيمان مغولى افكند . . . از اين گونه اعمال كه سوزاندن خانهها و محلات و كتابخانهها و بر دار كشيدن و مثله كردن و امثال اين كارهاى شرمانگيز از جملهء آنها بود ، ميان فرق مختلف اسلامى خاصه متعصبان اهل سنت و بزرگان حنفى و شافعى و حنبلى قرن پنجم و ششم و اوايل قرن هفتم ، متعدد و مداوم بود . و معلوم نيست چون دور انتقام شيعه ، كه از اين گونه مصائب بسيار ديده و اين گونه شربتهاى زهر - آگين را بكرات چشيده بودند فرارسيد ، چگونه بايد نسبت خيانت و خدعه بدانان داده شود . » « 191 » فتح بغداد از سال 651 به بعد ، قشون مغول بار ديگر متوجه ممالك اسلامى گرديد . در طى اين محاربات ، نواحى قهستان و رودبار الموت ، كه مركز تجمع فداييان اسماعيلى و داراى قلاع مستحكمى بود ، به دست عمال هلاكو تسخير شد و بساط فداييان اسماعيلى ، كه مدت يك قرن و نيم با شجاعت و برازندگى ، مخالفين خود را در هول و هراس نگه داشته بودند ، برچيده شد . تسخير قلاع اسماعيليه به سادگى و به سهولت صورت نگرفت ، و اگر پافشارى هلاكو نبود ، جماعت اسماعيليان به سهولت از مواضع خود دست برنمىداشتند . بالاخره در ذيقعدهء 654 خواجه نصير الدين طوسى و همراهان در برابر هلاكو سر تسليم فرود آوردند . با آنكه هلاكو در يك نوبت 12 هزار تن از آنان را كشت ، باز عدهاى از اين جماعت در شام و مصر و لبنان در آشيانههاى خود مخفى شده بودند و مخالفان و معاندان خود را راحت نمىگذاشتند . در همان ايامى كه هلاكو آهنگ فتح بغداد كرده بود ، خلافت عباسى در دست شخص فاسد و بىارادهاى بود به نام المستعصم كه خود را امير المؤمنين و خليفهء رسول اللّه مىناميد و بدون توجه به مسؤوليت خطير خود ، بيشتر اوقات را به معاشرت با زنان و شنيدن الحان دلنواز موسيقى و عياشى و مسخرگى مىگذراند . هر بار كه هلاكو او را به اطاعت مىخواند ، خليفه مىكوشيد تا از راه هديه و تعارف و يا از طريق تهديد و ارعاب ، خان مغول را از حمله به ممالك اسلامى بازدارد ؛ بالاخره در صفر 656 قواى هلاكو به نزديك بغداد رسيد .
--> ( 191 ) . تاريخ ادبيات در ايران ، پيشين ، ج 3 ، ص 157 - 156 ( به اختصار ) .