مرتضى راوندى

293

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

جهانى را از بلاى وجود خويش آسوده ساخت . با مرگ چنگيز شورايى از بزرگان مغول و پسران او تشكيل شد . اين شورا اوكتاى قاآن را به مقام سلطنت برگزيد ، و او و جانشينش ، منكو قاآن ، براى تعقيب نقشهء تجاوزكارانهء چنگيز ، سپاهيان كافى براى تسخير روسيه ، فتح بعضى از نواحى چين و تعقيب جلال الدين منكبرنى تجهيز و اعزام نمودند . هولاكو برادر كوچك منكوقاآن مأمور دفع اسماعيليه و سركوبى خلفا گرديد . قشون مغول ضمن تعقيب سران دولت خوارزمشاه ، نواحى غزنين ، كابل ، سند ، زابلستان ، طبرستان ، گيلان ، آذربايجان ، ارمنستان ، گرجستان ، عراق و الجزيره را به باد قتل و غارت دادند و بالاخره از سال 631 ه . به بعد فتح چين ، روسيه و مجارستان به دست مهاجمين مغول صورت گرفت . وضع مردم و سپاهيان به نظر محققان شوروى : محمد خوارزمشاه با آنكه نيرويش به مراتب بيش از مغولان بود نتوانست در مقابل مهاجمان ايستادگى كند . او نه به سرداران خود اعتماد داشت نه به فئودالهاى دست‌نشاندهء خويش و نه به سپاهيان ايشان ، و از اينكه آنان را براى نبرد قاطع در يك نقطه متمركز سازد بيمناك بود و بدين‌سبب به دستجات كوچك تقسيمشان مىكرد ، و لشكريان چنگيز خان اين دستجات را يك‌يك نابود مىكردند . « 167 » در مقابل وضع آشفته‌اى كه در ايران وجود داشت ، در سازمان نظامى مغول انضباط و هم آهنگى كامل وجود داشت . اعيان چادرنشين و پيروان آنها مثل اعراب در آغاز نهضت اسلامى ، هدفى جز جنگ و غارتگرى نداشتند ، به همين مناسبت ، اعيان مغول با كمال وفادارى به خدمت چنگيز خان كمر بستند . از ميان اعيان مزبور سرداران بااستعدادى چون « جبه » و « سوبوتاى » و « مرخولى » و « شيگى » و « قوتوقو » و ديگران برخاستند . پيشرفت امر فتوحات مغولان تا اندازه‌اى مرهون سازمان دقيق و استوار و انضباط و تحرك فوق العادهء سواران چادرنشين بوده و اين خود مزيت بارزى بود كه مغولان در برابر سپاهيان فاقد انضباط و بطىء الحركت فئودالهاى اسكان يافتهء كشورهاى مجاور داشتند . اما عامل قطعى اين بود كه در كشورهاى مورد تهاجم مغولان ، پاشيدگى و فساد و پراكندگى فئودالى حكمفرما بود ، وحدت داخلى وجود نداشت و از ديگر سو ، حكام كشورهاى مزبور از تسليح مردم كشور خود و اعزام ايشان عليه دشمن بيمناك بودند و به ملت خود اعتماد نداشتند . « 168 »

--> ( 167 ) . تاريخ ايران از دوران باستان تا پايان سدهء هجدهم ، پيشين ، ص 356 . ( 168 ) . همان ، ص 354 .