مرتضى راوندى

265

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

طبق رسوم و عادات خودشان بهره‌كشى مىكردند . اين قبايل چادرنشين ، پيش از آنكه در نتيجهء فتوحات نظامى شهرنشين شوند ، در شرايط پدرشاهى زندگى مىكردند و از اعيان و متنفذين محلى اطاعت مىنمودند . سران قوم براى آنكه بتوانند مرتع مناسبى براى گله‌هاى روزافزون خود پيدا كنند و مخصوصا براى به دست آوردن غنيمت ، و چپاول مناطق معمور و بهره‌كشى از مردم اسكان يافتهء خراسان و ماوراء النهر ، همواره فكر كوچيدن و تجاوز به اين مناطق را در سر مىپرورانيدند و چنان كه مىدانيم ، غزان در عهد دولت محمودى با اجازهء او بين سرخس و ابيورد جاى پايى براى خود بازكردند . با اينكه در آغاز امر صحبت از چهار هزار خانوار در ميان بود ، ولى سيل مهاجرين همواره رو به فزونى بود و پس از مرگ محمود و ضعف حكومت غزنوى ، هجوم تركان غز به شمال خراسان فزونى گرفت . در نتيجهء اين احوال بين چادرنشينان متجاوز و مردم صلحجوى محلى غالبا تصادماتى روى مىداد . و همين اعتراضات مردم محلى و نامه‌ها و گزارشهاى مأمورين ديوانى ، سرانجام مسعود را بر آن داشت كه با تركان غز دست و پنجه نرم كند و چنان كه اشاره كرديم ، در دو پيكارى كه بين سپاه غزنوى و تركان سلجوقى درگرفت هربار پيروزى نصيب آنان گشت ، به طورى كه در سال 430 ه . طغرل فرزند ميكائيل بن سلجوق ، خود را پادشاه شمرد و در مرو و نيشابور خطبه و سكه به نام خود خواند ، و پس از آنكه مسعود در راه هندوستان به دست غلامان خود كشته شد ، در حقيقت بساط حكومت غزنويان در ايران برچيده شد و فقط نفوذ چند تن از آنان مدتى در غزنين و هندوستان دوام يافت و سرانجام دولت غزنويان در 582 ه . به دست غوريان به كلى منقرض گرديد . سلجوقيان پس از فتح رى ، اصفهان ، همدان ، هرات ، سيستان ، كرمان ، فارس و آذربايجان وارد بين النهرين عليا و ارمنستان شدند . مهمترين پيروزى آنها فتح بغداد و سقوط آخرين دژ آل بويه بود . طغرل ، خليفه را بر آن داشت كه خطبه به نام وى بخواند و به او لقب سلطان عطا كند . طغرل پس از مرگ چغرى بيگ ، حكومت نواحى شرقى را به الب‌ارسلان ، پسر چغرى بيگ ، سپرد . الب‌ارسلان در دوران كوتاه سلطنت خويش ارمنستان را متصرف شد و در جنگ با قيصر روم ، رومانوس بر وى چيره شد و او را اسير خود گردانيد و خونبهاى او را سه كرور دينار تعيين كرد . الب‌ارسلان در طى جنگى كه در ماوراء النهر با ياغيان مىكرد ، به دست يوسف نامى ، كه از شمار اسيران بود ، ضربتى خورد و پس از چند روز جان سپرد . ملكشاه پس از مرگ الب‌ارسلان ، ملكشاه كه بيش از هفده يا هجده سال نداشت ، تحت حمايت نظام الملك زمام امور را به دست گرفت و بر تمام مشكلاتى كه در گوشه و كنار مملكت براى او پديد آمده بود ، به كمك خواجه فايق آمد و مدت بيست سال با قدرت فراوان حكومت كرد . در سالهاى آخر سلطنت ، به شرحى كه در فصول بعد خواهيم گفت ، مناسبات او با خواجه نظام الملك تيره شد و پس از آنكه نظام الملك كشته شد ، ملكشاه نيز ظاهرا به دست يكى از ايادى خواجه مسموم گرديد و درگذشت . دوران حكومت ملكشاه اوج قدرت آل سلجوق است . مرزهاى سلجوقيان از مغرب به درياى مديترانه و از مشرق به كاشغر و درياى خوارزم و از شمال به جبال قفقاز و از جنوب به خليج فارس