مرتضى راوندى
264
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
حكومت سلجوقيان سلاجقه كه شعبهاى از تركان غز بودند ، به علت مهارتى كه در تيراندازى و جنگجويى داشتند ، در مدتى كوتاه ، قدرت و نفوذ نظامى و سياسى خود را در خاور ميانه بسط دادند و بنيان حكومت غزنويان را متزلزل كردند . ظاهرا سلطان محمود در سال 415 هجرى ، هنگام عقد قرارداد با قدر خان ، امير تركستان ، به تركان سلجوقى اجازه داد كه در حدود خراسان مستقر شوند ولى ديرى نگذشت كه محمود به ارزش نظامى آل سلجوق پى برد و از كرده پشيمان گرديد . به طورى كه راوندى در راحة الصدور ( كه تاريخ آل سلجوق است ) متذكر شده ، سلطان محمود روزى در ضمن گفتگو با يكى از فرزندان سلجوق به اين نتيجه رسيد كه آل سلجوق نيروى جنگى توانايى در پشت سر خود دارند و در صورت لزوم مىتوانند سيصد هزار سوار جنگى ، در ميدان رزم آماده سازند ؛ از اين رو محمود به غدر و نيرنگ متوسل مىشود و بطورى كه در راحة الصدور آمده به امراى خود دستور مىدهد كه اسرائيل ، فرزند سلجوق ، و سران سپاه او را توقيف و زندانى كنند . آنگه نان خواست و مجلس بياراست ؛ نان خوردند و دست به شراب آوردند سه شبانهروز صبوحى كردند . محمود خلعتهاى خوب به اسرائيل و خيل او داد . بعد از آن هر اميرى را از لشكر خود فرمود تا سرخيلى و مقدمى را به وثاق خود مهمان بردند و شرابهاى گران در دادند و چون مست شدند بندهاى گران برنهادند و او با اسرائيل همان كرد و هم در شب به قلعهء كالنجار فرستاد . اسرائيل هفت سال در زندان بود تا درگذشت . چون مرد ، فرزندش ، قتلمش ، از آنجا گريخت و به قبيلهء خود پيوست و سوگند خورد كه انتقام خون پدر را از سلطان محمود مكار بستاند . پس از مرگ محمود ، بر حسب وصيت وى ، محمد كه مردى ضعيف النفس و نالايق بود به جانشينى او نشست ولى دوران سلطنت محمد ، چنان كه گفتيم ، چندان نپاييد . پس از آنكه مسعود به سلطنت رسيد ، كشمكش و نزاع او با سلجوقيان آغاز شد و بالاخره در جنگى كه در حدود سال 431 ه . بين او و سلجوقيان در ناحيهء دندانقان درگرفت مسعود به سختى شكست خورد و به غزنين گريخت . به طورى كه در تاريخ بيهقى به تفصيل ياد شده است ، مشاوران و نزديكان مسعود مكرر و به عبارات گوناگون او را از رفتن به هندوستان بازداشته و بر آن داشتند كه به تجهيز قوا پردازد و تركان سلجوقى را از مناطق اشغال شده بيرون راند ولى مسعود به اندرز آنان گوش نداد و نتيجهء خودسرى مسعود آن شد كه پس از برگشت از هندوستان ، زمام امور يكسره از دست او و عمالش خارج گرديد . پس از شكست دندانقان ، خطهء خراسان از كف غزنويان خارج شد . طغرل در نيشابور به تخت نشست و چغرى بيگ در مرو زمام امور را به دست گرفت . بايد دانست كه تركان غز و تركمنها قبايلى چادرنشين بودند كه با گذشت زمان و رشد نيروهاى توليدى آثار يك جامعهء طبقاتى در بين آنان آشكار شده بود . اعيان چادرنشين به تدريج در نتيجهء تجاوز به مناطق مجاور و غارتگرى و تحصيل غنايم ، نفوذ و قدرت بيشترى پيدا كردند و از چادرنشينان سادهء ترك