مرتضى راوندى

255

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

خاك وى بر پشت پيلان به غزنين آرم . » « 123 » نه تنها خليفه به محمود و محمود به خليفه اعتقاد و صميميتى نداشتند بلكه اين دو را به آيين اسلام نيز اعتقاد راسخى نبود . شايد فرايض مذهبى را انجام مىدادند ولى هردو از ميگسارى و غلامبارگى و استفاده از سازندگان و نوازندگان و چپاول شهرها و تعرض به مال و جان و ناموس مردم و مصادرهء اموال دشمنان سياسى ، خوددارى نمىكردند . حرص و آز سلطان محمود محمود مردى آزمند و حريص بود و تمام جواهرات و ثروتهايى را كه از راه قتل و غارت از هندوستان و ديگر ممالك آسياى ميانه گردآورده بود ، در گنجينه‌هاى خود محفوظ مىداشت و حاضر نبود آن‌همه غنايم را در راه آسايش عمومى و ايجاد فعاليتهاى توليدى مصرف كند . ميرخواند ، مورخ قرن 16 ميلادى ( نهم هجرى ) ، مىگويد : « سلطان محمود دو روز قبل از مرگ ، فرمان داد تا تمام خزاين و گنجينه‌هاى سلطنتى و درم و دينارهاى طلا و جواهراتى را كه در دوران پادشاهى گرد آورده بود ، در برابر او بگسترانند . پس از آنكه به جواهرات و سنگهاى گرانبها و رنگارنگ نگريست ، اشك حسرت ريخت و با آنكه مىدانست به زودى با علايق جهان وداع خواهد كرد ، دينارى از آن مال نبخشيد . بلكه بار ديگر جواهرات را به محل نخستين بازگردانيد . » حرص محمود به جمع مال به حدى بود كه ثروتمندان از او امان نداشتند و گاه براى دست يافتن به زر و سيم و جواهرات دولتمندان ، آنان را به بيدينى و « بد دينى » متهم مىكرد . چنان كه در اواخر عمر شنيد كه در نيشابور مردى ثروت فراوان دارد . وى را به حضور خود طلبيد و به او گفت ، شنيده‌ام « قرمطى شده‌اى » ، آن مرد كه از علت احضار خود باخبر بود ، به محمود گفت قرمطى نيستم بلكه گناهم آن است كه ثروت فراوان دارم ، هرچه دارم از من بگير و بدنامم مكن . محمود نيز چنين كرد و پس از ضبط تمام دارايى او صفاى ايمانش را تصديق نمود . علما و صاحبنظران آن روزگار به روش جابرانهء محمود به ديدهء نفرت مىنگريستند و بجز شعراى متملق و مالدوست ، اهل علم را رغبت ديدار او نبود . مذهب محمود محمود سنى و حنفى مذهب بود و در اين راه به علل زير تعصب بسيار نشان مىداد : اولا به علت حمايتى كه خليفه از او مىكرد . ثانيا او لشكركشيهاى غارتگرانهء خود را به حساب دين مىگذاشت و آن را جنگ مقدس اسلامى مىخواند ؛ به همين مناسبت مسلمانها او را تقويت كردند و در پناه همين شعارهاى فريبنده عده‌اى را به نام مجاهدين اسلام دور خود جمع كرد . نبوغ نظامى محمود محمود بدون شك يك سردار زبردست بود . ادوارد براون مىنويسد : « . . . وى آل بويه را پس راند ، قلمرو آل زيار را تصرف نمود ، سامانيان را منقرض ساخت و در مدت 24 سال ( 392 تا 451 ه . ) دوازده بار پىدرپى به هند لشكر

--> ( 123 ) . عنصر المعالى كيكاوس بن اسكندر ، قابوسنامه ، به اهتمام دكتر يوسفى ، ص 208 .