مرتضى راوندى

251

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

هزينه‌ها به مردم تحميل مىگرديد ، حتى مخارج ساليانهء باغ محمود در بلخ به حساب مردم بلخ گذاشته مىشد . محمود اهالى كشور را به دو دسته تقسيم كرده بود ؛ نيروهاى مسلح و اهالى محلى . او به سپاهيان حقوق مىداد و از آنها انتظار داشت كه بدون چون و چرا تمام فرامين او را اجرا كنند و از مردم معمولى ، به نام اينكه آنها را از تعرض دشمنان مصون مىدارد ، توقع و انتظار داشت كه تمام عوارض و مالياتهاى تحميلى را بپردازند . با اين حال نبايد تصور كرد كه محمود ، خود را مسؤول تأمين آسايش مردم مىدانست . براى آشنا شدن به طرز فكر محمود ، واقعهء تاريخى زير جالب است : زمانى كه سلطان محمود در هندوستان بود ، قراختائيان به خراسان و بلخ حمله كردند ، چون مردم در مقابل مهاجمين پايدارى كردند ، قراختائيان نيز پس از فتح شهر شروع به غارتگرى كردند . محمود به جاى آنكه مقاومت مردم را بستايد ، برعكس آنها را توبيخ كرد و گفت مردم حق مقاومت و مداخله در امور جنگى ندارند . محمود به مردم گفت : قراختائيان براى آن ، شهر را خراب كردند و آتش زدند كه شما در مقابل آنها مقاومت كرديد ، من بايد بهاى تمام اين خسارات را از شما بگيرم ولى شما را مىبخشم به شرط آنكه اين عمل تكرار نشود . سلطان از شما ماليات ، هدايا و سهميه مىخواهد تا شما را در پناه قدرت خود گيرد . » « 115 » گيبون مورخ نامدار انگليسى بر خلاف سلطان محمود مىنويسد : « مسلما مردمانى كه حاضر به برداشتن اسلحه در راه دفاع از جان فرزندان و اموال خويش نباشند ، بهترين و فعالترين نيروى طبيعى خويش را از كف داده‌اند . » « 116 » بيهقى در اين مورد مىنويسد : « چون امير محمود به بلخ رسيد ، بازار عاشقان را كه به فرمان او برآورده بودند ، سوخته ديد با بلخيان عتاب كرد و گفت ، مردمان رعيت را با جنگ كردن چه كار باشد ، لاجرم شهرتان ويران شد و مستغلى بدين بزرگى از آن من بسوختند . . . هر پادشاهى كه قويتر باشد و از شما خراج خواهد و شما را نگاه دارد ، خراج ببايد داد . . . چرا به مردمان نشابور و شهرهاى ديگر نگاه نكرديد كه به طاعت پيش رفتند و صواب آن بود . » سياست غزنويان دكتر يوسفى ضمن بحث در اوضاع اجتماعى عصر فرخى مىنويسد : « پيش از روى كار آمدن محمود غزنوى ، روح مليت در ايران قوتى داشت . مردم ايران و خاندانهاى قديمى به شرف نسب خود افتخار مىكردند . پس از دو قرن تسلط عرب ، مردم استقلال‌طلب ايران توانسته بودند در نهضتهاى گوناگون ، شركت جويند و اندك‌اندك حكومتهاى ايرانى پديد آورند و احياى آداب و رسوم و سنن ملى و زبان و فرهنگ ايرانى را هدف خود شمرند . يكى از دلايل عمده‌اى كه شاهنامهء فردوسى ، يعنى مظهر كامل و درخشان حماسهء ملى ايران ، در اين دوره كه مهمترين دورهء حماسه‌سرايى است ، سروده شده ، وجود همين احساسات و افكار ملى و روح استقلال‌طلبى و

--> ( 115 ) . تاريخ تاجيكستان ، پيشين . ( 116 ) . گيبون ، انحطاط و سقوط امپراطورى روم ، ترجمهء ابو القاسم طاهرى ، ص 582 .