مرتضى راوندى

250

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

بس كه ببينند و بگويند كاين * دار فلان مهتر و به همان كياست خانهء بىدينان‌گيرى همه * راست خوى تو چو خوى انبياست فرخى در مرگ محمود نيز از رفتار ظالمانهء او با قرمطيان ياد مىكند : آه و دردا كه كنون قرمطيان شاد شوند * ايمنى يابند از سنگ پراكنده و دار محمود در نامه‌اى كه به سال 420 به خليفه القادر باللّه مىنويسد ، مظالم و بيداد - گريهاى خود را منسوب به نظر و عقيدهء فقهاى عصر خود مىخواند و مىگويد طبق نظر علماى دين ، اين قوم به خدا و ملائكه و كتب آسمانى و پيغمبران در روز قيامت معتقد نيستند و با اينكه به ظاهر دعوى مسلمانى مىكنند ، در باطن نماز نمىگزارند ، روزه نمىگيرند ، زكات نمىدهند و در اموال و زنان چون مزدكيانند . و با ايراد اين اتهامات به خود اجازه مىدهد كه به غارت خزاين و سوزاندن كتب و كشتار و به دار آويختن آنان اقدام كند . دامنهء اين اعمال خشونت‌آميز پس از محمود نيز ادامه يافت ؛ بطورى كه بيهقى متذكر شده ، نمايندگان خليفه نزد مسعود مىآيند و اعلام مىكنند كه « حسنك قرمطى را بر دار بايد كرد و به سنگ ببايد كشت تا بار ديگر بر رغم خلفا هيچكس خلعت مصرى نپوشد و حاجيان را در آن ديار نبرد . . . » و بطورى كه خواهيم ديد ، مسعود طبق نظر خليفه عمل مىكند . آثار اجتماعى و اقتصادى حملات محمود « حكومت محمود باعث رفاه و آسايش تودهء مردم نشد بلكه بر مشكلات زندگى اقتصادى و اجتماعى آنان افزود . لشكركشيهاى سلطان محمود ، مخصوصا جنگهاى او در هندوستان ، منبع عايدى سرشارى بود . جنگجويان در طى اين مبارزات ، از راه غارتگرى و قتل و كشتار ثروت فراوانى به چنگ آوردند ولى توده‌هاى مردم ، كه در مسير اين لشكركشيها بودند ، بيش از پيش فقير و ناتوان مىشدند . قبل از هر لشكركشى ، محمود از مردم مالياتهاى گزافى مىگرفت ؛ اين مالياتها به قدرى سنگين بود كه پس از وصول تقريبا اهالى براى امرار معاش چيزى نداشتند . همين روش جابرانه موجب شد كه اقتصاديات مملكت سقوط كند . زيرا مردم كه اوضاع را درهم و ناپايدار مىديدند و از غارتگرى مستمر دولتها و فئودالهاى محلى بيمناك بودند ، چون تأمين اجتماعى و آسايش فكرى نداشتند ، كمتر تن به كار مىدادند و چنان كه بايد به زراعت و فعاليتهاى كشاورزى مشغول نمىشدند . همين وضع ناگوار سبب گرديد كه در نيشابور قحطى سختى روى داد و عدهء زيادى از گرسنگى مردند . مردم از روى ناچارى گربه و سگ و حتى آدم مىخوردند ، كسى هنگام شب از خانه خارج نمىشد ، زيرا همواره بيم آن بود كه گرسنگان حمله كنند . با اينكه محمود با وسايل و قدرتى كه داشت مىتوانست مردم خراسان را از قحطى و مرگ رهايى بخشد ، در اين راه قدم مؤثرى برنداشت . گاه در بين لشكركشيها ، محمود به ايجاد ابنيه و عمارات مىپرداخت ، ولى مساجد و مدارسى را كه محمود در غزنين ساخته توأم با تحميلات گوناگون به توده‌هاى مردم بود . به طورى كه مورخين نوشته‌اند قطعات مرمر و ساير احجار گرانقيمتى كه براى تزيين حياط و مسجد غزنين به كار رفته از راههاى دور با دست حمل مىشد تا از شكستن مصون باشد . غالب