مرتضى راوندى
16
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
توصيه مىكرد با بندگان و اسيران به ملايمت رفتار شود . محمد ( ص ) تعليمات خويش را كه به صورت وحى به وى نازل مىشد ، به سمع مردم مىرسانيد و كتّاب وحى آنها را بر روى برگ خرما يا سنگ يا قطعات مسطح استخوان مىنوشتند و ازبر مىكردند . » « 28 » تا سه سال ، حضرت و يارانش بطور اختفا و پنهانى دور از انظار عمومى به تبليغ و اجراى مراسم مذهبى مىپرداختند . در پايان سه سال حضرت تصميم گرفت ، مبارزه و تبليغ خود را علنى كند . به اين مناسبت ، از پسر عم خود ، على بن ابيطالب ، خواست كه در منزل خود طعامى ترتيب دهد و كليهء بستگان را به آنجا بخواند تا حضرت آنان را به اسلام دعوت كند . على چنين كرد ، و چهل تن از اقرباى خود را به خانهء پدرى فراخواند . دعوتشدگان پس از صرف غذا و پيش از آنكه محمد ( ص ) آغاز سخن كند ، به تحريك ابو لهب پراكنده شدند ، ولى حضرت مأيوس نشد و بار ديگر آنها را دعوت كرد و پس از صرف طعام بهپا خاست و خطاب به سران قريش گفت : « كسى ديگر را نمىشناسم كه براى قوم خود بهتر از آنچه من آوردهام ، آورده باشد . چه ، آنچه من آوردهام خير دنيا و آخرت شماست . خداوند مرا مأمور ساخته تا شما را به او بخوانم . آن كيست از شما كه مرا در اين كار يارى كند ، تا برادر و وصى و جانشين من در ميان شما باشد . تنها از ميان آن جماعت ، على بن ابيطالب دعوت او را اجابت كرد و گفت : « اى پيغمبر خدا ، من ياور تو خواهم بود . » پس حضرت نيز وى را به عنوان برادر و وصى و خليفهء خود در ميان قوم معرفى كرد . قريش از اين عمل درشگفت شدند و زبان به طعن و ريشخند گشودند و با لحنى مسخرهآميز به ابو طالب گفتند كه برادرزادهات ترا به اطاعت فرزندت مىخواند سپس متفرق شدند . از اين پس ، حضرت بطور علنى با خدايان قريش و كفر و جاهليت اعراب اعلان جنگ داد . پروفسور براون مىگويد : « كار محمد بن عبد اللّه ( ص ) كار آسانى نبود . در هشت سال يا ده سال اول بعثت ، يعنى در حقيقت ، تا زمان هجرت وى از مكه به مدينه ، از پيشرفت وى نوميد بودند . . . اعراب باديهنشين نمىخواستند خدايان قديم و عادات ديرينهء خود را رها كنند . اعراب بدوى ورع و تقوى و فضايلى را كه نصب العين اسلام بود ، قطعا دوست نداشتند و به وعد و وعيد و لذات و آلام بعد از مرگ معتقد نبودند و بشدت از قيود انضباطى و انتظامى اسلام متأذى بودند . عرب بدوى خالص و حقيقى ، قلبا مادى و شكاك و منكر مكاشفات الهى است و هنوز همچنين است . » سپس براون در مورد اللّه مىنويسد : خداوند تبارك و تعالى كشف تازهاى نيست كه اسلام كرده باشد ، زيرا اعراب نيز به رب العالمين عقيده داشتند ، ولى قربانيهايى كه براى رب العالمين مىكردند ، كمتر و ناچيزتر از ذبايحى بود كه براى خدايان كوچك خود مىآوردند ، زيرا خدايان كوچك اختصاص به خود قبيله داشتند و مردم قبيله از آنها انتظار كمك
--> ( 28 ) . اسلام در ايران ، پيشين ، ص 24 به بعد ( به اختصار ) .