مرتضى راوندى

245

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

معز الدوله در سال 351 امر داد كه بر در مساجد بغداد لعن معاويه و غاصبين حق آل على ( ع ) را نوشتند و مردم را مجبور كرد كه در دهم محرم به اقامهء تعزيهء شهداى كربلا قيام نمايند . مينورسكى مستشرق معروف مىنويسد : آخرين پادشاهان اين سلسله به جا آنكه جبههء واحدى در مقابل تركان سلجوقى تشكيل دهند ، به جان يكديگر افتادند و با ادامهء جنگهاى داخلى ، زمينه را براى ورود طغرل سلجوقى به بغداد فراهم كردند . طغرل پس از ورود به بغداد و غارت آن شهر آخرين حكمران ديالمه را دستگير و زندانى كرد و به حكومت 127 سالهء آل بويه پايان بخشيد . غزنويان 582 - 351 ه . سلسلهء غزنويان منسوبند به غزنه يا غزنين از بلاد افغانستان . چنان كه قبلا اشاره كرديم آخرين سلاطين سامانى قدرت و نفوذ خود را از كف داده بودند ، امرا و فئودالهاى بزرگ ، كه به قواى نظامى خود متكى بودند كمابيش در امور داخلى خود مستقل بودند و به حكومت سامانى باج و خراج نمىپرداختند و در آن ميان اعيان نظامى كه از سران غلامان ترك بودند ، غالبا سر به عصيان برمىداشتند . البتكين غلامى ترك بود كه احمد بن اسماعيل خريده و به خدمت خود گماشته بود ، و پس از او به خدمت فرزندش ، نصر بن احمد ، درآمده بود . البتكين پس از طى مراحل خدمت ، به سپهسالارى اردوى سامانى ، در بخارا و در سال 349 به حكومت خراسان ارتقا يافت . وى با گذشت زمان به صورت فئودالى بزرگ درآمد . وى « پانصد دهكده را به رسم اقطاع در تصرف داشت و صاحب يك ميليون رأس گوسفند و قريب يكصد هزار اسب و قاطر و شتر بود . » « 113 » پس از آنكه مناسبات البتكين با منصور بن نوح تيره شد ، راه افغانستان پيش گرفت و در آنجا به عنوان اميرى اقامت گزيد . پس از مرگ البتكين ، امارت غزنين به دست غلامانش افتاد و از آن ميان سبكتكين كه داماد البتكين بود ، قدرت و نفوذ بيشترى داشت . وى نيز غلامى ترك نژاد بود كه البتكين او را در عهد عبد الملك اول در نيشابور از تجار برده‌فروش خريده و سپس به دامادى خود برگزيده بود . اين سردار شجاع پس از چندبار جنگ و غلبه بر متنفذين محلى ، حوزهء قدرت خود را وسعت بخشيد و بلخ را به پايتختى اختيار كرد . پس از مرگ او پسر بزرگش ، محمود ، به ادارهء امور خراسان سرگرم بود . سبكتكين در دوران بيمارى ، فرزند كوچك خود ، اسماعيل ، را به جانشينى برگزيد ولى دوران پادشاهى او فقط هفت ماه طول كشيد ، زيرا فئودالها و متنفذين محلى از اسماعيل تبعيت نمىكردند . محمود از اين وضع آشفته استفاده كرد ، قواى خود را به غزنين برد و حكومت اين ناحيه را به دست آورد .

--> ( 113 ) . تاريخ ايران از دوران باستان تا پايان سدهء هجدهم ، پيشين ، ص 286 .