مرتضى راوندى
222
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
در سال 316 ه . در نزديكى سارى به دست اتباع اسفار كشته شد . » « 77 » به نظر بارتولد : « نهضت شيعه بر اثر نقض منافع روستاييان پديد آمده بود . ظاهرا قيامى كه در سال 301 هجرى حسن بن على الاطروش ، كه از اخلاف على شمرده مىشد ، عليه سامانيان برپا كرد ، داراى چنين جنبه و ويژگى خاصى بود . . . حسن مورد توجه مردم بود ، محبوبيت خود را تا پايان عمر حفظ كرد ، و مورخان بيغرض با تحسين فراوان از حكومت دادگرانهء او صحبت مىدارند . » « 78 » مقاومت مردم در برابر تازيان پس از حملهء اعراب به ايران « تازيان نتوانستند ايران را هم از مظاهر زندگى مخصوص خود چون مصر و سوريه بىبهره كنند و زبان و تمدن ديار ما را در زبان و تمدن خويش مستهلك بسازند . . . برخى با دشنه و شمشير با تازيان برابرى مىكردند ، برخى فقط به مذهب زردشت و مذهب مانى و مزدك دوباره وسيله مىجستند تا دست تازيان را كوتاه كنند ، گروهى آيين و كيش تازهاى مىآوردند تا بدين بهانه پاى بيگانه را از خانهء پدران خويش ببرند ، برخى ديگر از راه آشتى در مىآمدند و دربار بغداد را در مىگرفتند و به نام وزير و دبير و كارفرماى ديوان ، تمدن ساسانى را بر تخت خلفاى بنى العباس مىنشاندند ، برخى ديگر دست به دامان دوگانگى مىزدند و به جامهء معتزلى و شعوبى و خارجى و صوفى و قرمطى و جز آن در مىآمدند و نيروى خليفهء تازى را درهم مىشكستند ، و برخى تاج و تختى از نو در گوشهاى از ديار خود برمىافراشتند و به فريب يا تزوير خليفه را به يارى خود مىپذيرفتند . پس از آنكه چهار صد سال همهء وسايل ممكن را آزمودند ، سرانجام ايرانيان همه همداستان شدند كه بهترين راه رهايى ايران از اين خطر جانكاه خانمانسوز آن است كه خليفه براى تازيان بماند و بر انديشهء ايرانيان فرمانروايى نكند ، و اين داستان شورانگيز شگفتى افزاى تشيع از همانجاست . شيعى براى ايرانى يك مصداق و مفهوم بيش نداشت : خراجگزار و فرمانبردار خليفهء تازى نبودن . . . در ميان اين دلاوريها . . . مردان خاندان زيار امتيازى كه دارند اين است كه از همه بىپرواتر و در نمودن آن رگ ايرانى خويش دليرتر بودند . . . فرزندان زيار اين آرزوى گواراى شيرين را بيش از ديگران پختهاند . « در ميان ايشان مرد آويز از همه بىباكتر و دلاورتر بود . تاج خويش را مانند تاج ساسانيان از زر ساخته و بر سر زيردستان خود تاج سيمين گذاشته بود . . . آتش جشن سده را مىافروخت و به آيين دربار ساسانيان سپاهيان خود را ميزبانى مىكرد و باده مىداد و در جشن انباز مىكرد . » « 79 »
--> ( 77 ) . تاريخ ايران از دوران باستان تا پايان سدهء هجدهم ، پيشين ، ص 229 به بعد ؛ و تاريخ مفصل ايران ، پيشين ، ص 114 به بعد ( به اختصار ) . ( 78 ) . تركستاننامه ، پيشين ، ص 465 . ( 79 ) . تلخيص از : مقدمهء استاد سعيد نفيسى بر منتخب قابوسنامه ، ص 8 به بعد .