مرتضى راوندى
213
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
البته بر شمشير متكى بود و براى او هم موضوع تحصيل پول لازم براى جنگ ، در درجهء اول اهميت قرار داشت . فقط اين مقصود اكنون ، گذشته از طريق راهزنى و مصادرهء اموال ، از راه انتظام و تمشيت امور مالى و اقتصادى هم حاصل مىشد . . . به گفتهء طبرى ، در سال مرگ عبد الله بن طاهر ، خراج همهء نواحى تابع وى معادل 48 ميليون درهم بود . . . عمرو نخستين پادشاه مسلمان بود كه نام خويش را در خطبه آورد ( مأخوذ از : ابن معين ، فردوس التواريخ ) . پس از آنكه بنيان حكومت عمرو استوار شد ، خليفه رسولى با هدايا و منشور ماوراء النهر نزد عمرو به نيشابور فرستاد ، عمرو با تمسخر هداياى اجبارى امير المؤمنين را پذيرفت . رسول خلعتهاى ارسالى خليفه را در برابر عمرو نهاد ، عمرو خلعتها را يكى پس از ديگرى بوسيد ، و هربار هنگام پوشيدن هريك عليحده ابراز سپاسگزارى كرد . سرانجام رسول منشور ماوراء النهر را پيش عمرو نهاد ، عمرو گفت : با اين منشور چه كنم ؟ اين ناحيه را جز به يارى صد هزار شمشير آخته از دست اسماعيل نتوان بيرون كرد . رسول پاسخ داد : تو اين را خواستى اكنون خود دانى . . . عمرو منشور را گرفت و بوسيد و بر سر نهاد و آنگاه در پيش خود گذاشت ، پس از آنكه رسول از آنجا رفت عمرو فرمود تا به وى و همراهانش هفت هزار درهم بدهند . » « 68 » جانشين عمرو پس از مرگ او در محرم 289 ه . طاهر بن محمد بن عمرو به حكومت رسيد . او بر خلاف گذشتگان از مردم دورى گزيد و به لهو و لعب پرداخت . به حكايت تاريخ سيستان : « هيچكس را بار نداد و روز و شب به شراب و لهو مشغول شد . نه مشايخ را بار دادى و نه لشكريان را و استران و كبوتران دوست داشتى . . . تعصب افتاد به سيستان اندرين روزگار و بسيار مردم كشته شد . » عقلاى قوم از سياست كودكانهء اين مرد سخت نگران شدند كه « . . . پادشاهى با كبوتربازى دير نماند و يا روز و شب شراب خوردن و از خزينه برداشتن و ننهادن . بالاخره اياس بن عبد اللّه به پادشاه گفت اين پادشاهى ما به شمشير بستديم و تو به لهو همى خواهى كه دارى ؟ پادشاهى به هزل نتوان داشت . پادشاه را داد و دين بايد و سياست و سخن و سوط و سيف . اين سخن ننيوشيد ، او را دستورى داد ، سوى كرمان برفت . » « 69 » با مرگ عمرو حكومت صفاريان اهميت خود را از دست داد ؛ چه غالبا بين بازماندگان اين سلسله بر سر حكومت جنگ و نزاع بود تا زمام كارها به دست ابو جعفر احمد بن محمد افتاد . اين مرد دانشدوست از ( 311 تا 352 ه . ) به حكومت ادامه داد و پس از او پسرش خلف ( 352 تا 393 ه . ) مانند پدر به اهل علم توجه كرد ولى در اثر خشونت و سوء تدبير نتوانست قلوب مردم را تسخير كند و سرانجام در جنگ با محمود غزنوى شكست خورد و به يكى از نواحى خراسان تبعيد شد . « 70 » مقاومت مردم در ايالات مجاور درياى خزر سكنهء ايالات مجاور درياى خزر از بركت پايدارى خلق و وجود موانع طبيعى ، مدت دو قرن در برابر اعراب ايستادگى كردند . تازيان فقط در قرن هشتم ميلادى به بخش جنوب شرقى كرانهء
--> ( 68 ) . تركستان نامه ، پيشين ، ص 479 به بعد ( به اختصار ) . ( 69 ) . تاريخ سيستان ، پيشين ، ص 279 . ( 70 ) . تلخيص از : يعقوب ليث ، پيشين ، ص 303 .