مرتضى راوندى
209
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
عليه يعقوب دست زد و گفت كه او از دستور خدا كه مىفرمايد : « أَطِيعُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ » سرپيچى مىكند و آمده است تا خاندان عباسى را براندازد . عامهء مردم به اين تبليغات وسيع وقعى ننهادند . بالاخره مقرر شد در محلى بين يعقوب و خليفه ملاقاتى دست دهد ولى در موقع مقرر به جاى خليفه شخص ديگرى را فرستادند . يعقوب به مكر آنان پى برد و سرانجام بين دو طرف جنگ درگرفت . عمال خليفه با گشودن بند دجله و سرازير كردن آب به سوى سپاه يعقوب ، هزاران رأس از چهارپايان و چندين هزار از سپاهيان او را از بين بردند ؛ با اين حال يعقوب از اين معركه جان به سلامت برد . وقتى كه از يعقوب علت اين هزيمت را پرسيدند ، گفت : « من هيچ نمىدانستم كه بايد جنگ بكنم و گمان داشتم كه كار با رسول و نامه برآيد . رسولهايى نيز فيما بين بود ولى آنان ناگهان به جنگ مبادرت كردند . » « 55 » پس از اين شكست ، با وجود مشكلاتى كه وجود داشت ، يعقوب از پاى ننشست و بار ديگر به گردآورى سپاه پرداخت . معتمد چون از اين جريان باخبر گرديد ، تصميم گرفت با صدور فرمان امارت ، او را از حوزهء قدرت خود دور كند ؛ در نامهء سفير خليفه چنين آمده بود : « هنوز از آن نوبه ترا تجربه نشده كه بار ديگر آهنگ محاربهء ما مىنمايى و در مخالفت ما توبه ننمودهاى . . . بايد . . . روى به خراسان آورى و به سلطنت آن مملكت قناعت نمايى . » « 56 » يعقوب در پاسخ به سفير خليفه چنين گفت : « من مردى رويگرزادهام و از پدر ، رويگرى آموختهام و خوراك من نان جوين و ماهى و تره و پياز بوده است ، و اين پادشاهى و گنج و خواسته از سر عيارى و شيرمردى به دست آوردهام نه از ميراث پدر يافتهام و نه از تو دارم . . . و داعيه چنان دارم كه تا خليفه را مقهور نگردانم از پاى ننشينم . اگر مردم كه خليفه از آسيب من آسوده شده است و اگر از بستر بيمارى برخاستم ، حكم ميان من و خليفه اين شمشير است . . . يا آنچه گفتم به جاى آورم يا با سر نان جوين و ماهى و پياز و تره شوم . » « 57 » پس از بازگشت رسول خليفه ، بيمارى يعقوب شدت گرفت و سرانجام در 265 هجرى درگذشت . ماليات قبل از استقرار دولت صفاريان ، ماليات مردم سيستان سخت توانفرسا بود . سه ميليون و دوازده هزار درهم به صورت جزيه و خراج املاك خالصه پرداخته مىشد كه دو ميليون درهم آن اختصاص به خليفه داشت و مستقيما به بغداد مىرفت و دو ميليون درهم براى راست كردن « تيمون » ( ظاهرا ساختن ديوار يا بارو و يا بستن بندى معين و مشخص بوده است - غير از ساير بندها - كه هر سال احتياج به تعمير داشته ) ؛ هر سال 12 هزار درهم براى ساختمان باره و حصار شهر مىپرداختند ؛ چهار هزار درهم براى تجديد و تعمير آب بردگيها ؛ پنجاه هزار درهم براى ساختن قلعهها ؛ و بيست هزار درهم براى نگاهدارى زندانيان به كار مىرفت . ( زندان عمدهء سيستان حصار طاق بود و آن حصار به عظمت شهرى بوده ، سه بارو داشته ،
--> ( 55 ) . وفيات الاعيان ، پيشين ، ج 5 ، ص 458 . ( 56 ) . تاريخ سيستان ، پيشين ، ص 233 . ( 57 ) . يعقوب ليث ، پيشين ، ص 261 .