مرتضى راوندى
198
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
سياست طاهريان طاهريان از وقتى كه به ايران آمدند براى حفظ موقعيت خود و تأمين استقلال بيشتر ، سعى كردند خود را ايرانى جلوه دهند و قلوب مردم را متوجه خود سازند . به همين جهت ، علىرغم اكثريت قريب به اتفاق فرمانروايان عرب و ايرانى ، با عامهء مردم ، بخصوص با كشاورزان ، راه رفق و مدارا پيش گرفتند و سعى كردند كه در حوزهء فرمانروايى آنها انقلاب و طغيانى روى ندهد . چون طاهريان داعيهء استقلال داشتند به خوبى مىدانستند وضع آنها با كارشكنيها و تحريكات مخالفين ، در بغداد چندان خوب نيست و اگر در قلمرو آنها طغيان و اغتشاشى روى دهد ، ممكن است افشين شاهزادهء اشروسنه ، و مازيار پادشاه طبرستان ، كه هردو آرزوى رسيدن به حكومت خراسان را دارند ، موافقت بغداد را براى تسخير خراسان جلب كنند و به دوران فرمانروايى طاهريان پايان بخشند ؛ بخصوص كه طاهريان براى خدمت به مأمون ، برادر او امين را كشته بودند و به اين علت كينهء عدهاى از اعراب را عليه خود برانگيخته بودند . با اينكه طاهريان براى حفظ موقعيت خود ، به نژاد ايرانى خويش افتخار مىكردند به منطقهء نفوذ خود بيش از مردم آن علاقه داشتند . « عبد اللّه بن طاهر كتابى را كه حاوى قصهء وامق و عذرا بود در آتش افكند و گفت اين كتاب مجوسان است و اهل قرآن را به كار نيايد . اين قبيل بىاعتناييها نسبت به فرهنگ و آيين گذشتهء ايرانيان ، خواه از لحاظ تعصب دينى و خواه از جهت دشمنى با امثال مازيار و افشين باشد ، ايرانيان را از طاهريان نوميد و خشمگين مىكرد . بدينگونه آنها نه در بين اعراب هواخواهان و دوستانى داشتند و نه ايرانيان نسبت به آنها علاقهمند بودند . از اينرو طاهريان سعى كردند با سياست عدلوداد مردم خراسان را راضى نگهدارند و بهانه به دست دشمنان و كينهجويان خويش ندهند . » « 29 » در كتاب زين الاخبار گرديزى ضمن بيان احوال عبد اللّه بن - طاهر ، رعيت دوستى او تأييد شده « عبد اللّه بن طاهر را رسمهاى نيكو بسيار است يكى آنكه به همهء كارداران نامه نوشت كه : حجب برگرفتم شما را تا از خواب بيدار شويد ، از خيرگى بيرون آييد و صلاح خويش بجوييد و با برزگران ولايت مدارا كنيد و كشاورزى كه ضعيف گردد او را قوت دهيد و به جاى خويش بازآريد كه خداى عز و جل ما را از دستهاى ايشان طعام كرده است . . . و بيداد كردن به ايشان حرام كرده است . » « 30 » با اينكه طاهريان از لحاظ داخلى روش عاقلانهاى داشتند ، چون عبد اللّه پسر طاهر با مردانى نظير مازيار پسر قارن و بابك خرمدين به مبارزه برخاست و موجبات شكست و هلاك آنان را فراهم كرد ، و براى جلب رضايت اربابان بغدادى خود ، به محو زبان و ادبيات فارسى كوشيد ، مورد علاقه و محبت ايرانيان اصيل نبود . به همين مناسبت ، يعقوب ليث ، كه مىخواست حكومت عباسيان را براندازد ، بر آن شد كه به حكومت اين خاندان بيگانهپرست پايان بخشد . وقتى كه قواى يعقوب به خراسان رسيد ، محمد بن طاهر ، به جاى آنكه براى حفظ موقعيت خود به مبارزه برخيزد ، پيغام داد « اگر به فرمان خليفه آمدهاى فرمان وى عرضه كن ، تا ولايت به تو سپارم و گرنه بازگرد . يعقوب در جواب نمايندهء او شمشير از نيام بيرون كشيد و گفت : فرمان من
--> ( 29 ) . دو قرن سكوت ، پيشين ، ص 69 به بعد . ( 30 ) . گرديزى ، زين الاخبار ( به اختصار ) .