مرتضى راوندى
197
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
با شيعيان ميانهرو دست دوستى دهد ، از عدم رضايت عمومى كاسته خواهد شد . فضل بن سهل ، وزير مأمون و برادرش حسن بن سهل ، با اين انديشه موافق بودند . خليفه براى جلب قلوب شيعيان على بن موسى الرضا ( ع ) را وارث و جانشين خود اعلام كرد و پرچم سبز را به جاى پرچم سياه شعار حكومت قرار داد ، ولى اين سياست براى استحكام حكومت مأمون مؤثر نيفتاد . نه تنها اعراب اهل سنت و جماعت با اين انديشه موافق نبودند ، بلكه عدهء زيادى از اشراف و زمينداران عرب و ايرانى با جريان جديد روى موافق نشان نمىدادند . مأمون چون وضع و موقعيت سياسى خود را متزلزل ديد ، بيدرنگ پشت پا به تعهدات قبلى خود زد . چنان كه در روضة الصفا و ديگر منابع به تفصيل ياد كردهاند . فضل بن سهل و على بن - موسى الرضا فداى اين سياست شدند و خليفه در پناه حمايت طاهر بن حسين بار ديگر به قدرت رسيد ، و در بغداد مستقر گرديد و طاهر را به خدمت و فرمانروايى خراسان منصوب كرد ؛ و او چنان كه مىدانيم ، مؤسس دولت طاهريان در خراسان گرديد . طاهر كه خود را ايرانى الاصل و از اخلاف رستم پهلوان مىشمرد و خليفه را مديون فداكاريهاى خود مىدانست ، در سال 207 ه . در مسجد جامع مرو هنگام نماز جماعت نام خليفه را از خطبه انداخت . جاسوسان خليفه اين عمل طاهر را به وى گزارش دادند . او نيز ظاهرا به وسيلهء كنيزى كه در دستگاه طاهر داشت ، وى را مسموم كرد . با اينكه طاهر نقشهء استقلال ايران را در سر مىپرورانيد ، مأمون به قطع ريشهء اين خاندان اقدام نكرد بلكه فرزند او طلحة بن طاهر را به حكومت آنجا منصوب كرد . پس از طاهر ديگر زمامداران اين سلسله نام خليفه را در خطبه مىخواندند و اسم او را در مسكوكات ذكر مىكردند و سهم معينى از مالياتها را براى خزانهء خليفه مىفرستادند ، ولى در امور داخلى استقلال خود را از كف ندادند . به نظر جرجى زيدان : غدارى و پيمانشكنى عباسيان نسبت به خدمتگزاران خود تا آنجا شهرت يافت كه خودشان نيز به آن استدلال مىكردند . مثلا موقعى كه طاهر ، فرمانده سپاهيان خراسان ، به كمك مأمون بر ضد امين برخاست ، امين نامهء زير را به دو نوشت : بسم اللّه الرحمن - الرحيم ، اى طاهر بدان كه هركس با خانوادهء ما يارى كرد ، سرانجام با شمشير از ميان رفت ؛ يا اين كار را واگذار يا آمادهء مرگ باش . « 28 » اتفاقا پس از آنكه مأمون با كمك طاهر بر امين پيروز شد ، طاهر را متهم ساخت و به دست يكى از گماشتگان خود ، او را مسموم كرد . سلسلههايى كه از عهد مأمون به بعد در ايران روى كار آمدند ، بعضى چون علويان طبرستان ، صفاريان و آل بويه با پيروى از آيين تشيع مدعى دستگاه خلافت بودند ؛ و برخى ديگر ، مانند سامانيان ، غزنويان و سلاجقه : پيروى آيين تسنن يعنى بر همان مذهب خليفه بودند و وى را در هر حال امير المؤمنين و مقتداى خود مىشمردند . طاهر مىخواست از سياست گروه نخستين پيروى كند ولى مرگ او را امان نداد .
--> ( 28 ) . تاريخ تمدن اسلام ، پيشين ، ج 4 ، ص 153 .