مرتضى راوندى
180
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
ياران سنباد بيشتر از فرق مترقى مذهبى ، و كسانى بودند كه با افكار مزدك و خرمدينان آشنايى داشتند . خرمدينان داراى پرچم سرخ بودند و دامنهء قيام آنها خراسان و طبرستان را فراگرفت . بنى - عباس با زحمت زيادى موفق شدند كه اين قيامها را بخوابانند . در طى اين مبارزات ، سنباد شكست خورد و شصت هزار تن كشته داد و خود او در شهررى مقتول گرديد و بچههايش را به غلامى فروختند . پس از شكست او پيروانش آرام ننشستند بلكه به طور مخفى ، كار او را ادامه دادند . اين دستههاى مخفى چون از آرمان ابو مسلم پيروى مىكردند به عنوان مسلميه معروف شدند . عمر قيام سنباد را از 70 روز تا 7 سال نوشتهاند . نهضت استاد سيس ( 150 تا 151 ه . ) هنوز قيام سنباد كاملا خاموش نشده بود كه شخص ديگرى به نام استاد سيس علم مخالفت برافراشت و مشكل جديدى براى المنصور خليفهء عباسى ايجاد نمود . به طورى كه طبرى نوشته : « اين مرد به يارى مردم هرات ، بادغيس و سيستان و خراسان نهضتى ايجاد كرد كه سيصد هزار مرد جنگجو با او بودند . چون به سوى مرورود حركت كرد ، اجثم مرورودى با عدهاى به جنگ او برخاست ليكن اجثم و ياران او كشته شدند . بالاخره خليفه خازم را به جنگ او فرستاد . در طى اين مبارزات 70 هزار تن از پيروان او كشته شدند و 14 هزار تن اسير گرديدند كه بلافاصله پس از پايان نبرد ، سرهاى آنان را از تن جدا كردند . قواى خليفه پس از آنكه بر استاد سيس دست يافتند او را زنجير كرده به بغداد فرستادند و در آنجا او را به قتل رسانيدند . مىگويند زن مهدى ، خليفهء عباسى ، دختر استاد سيس بوده است . » « 5 » جنبش مقنع مهمترين قيامهاى ملى پس از جنبش سنباد و استاد سيس ، قيام مقنع است . علت اساسى اين جنبش را نيز بايد از عدم رضايت عمومى دانست . پس از استقرار حكومت بنى عباس ، چنان كه ديديم ، فئودالها و اشراف محلى آسياى ميانه در ادارهء حكومت شركت جستند و كمكم مقدمات نجات ايرانيان از نفوذ و دخالت اشغالگران عرب فراهم گرديد . بنابراين ، روى كار آمدن عباسيان براى طبقهء بالاى اجتماع مفيد بود ولى در اين دوره ، وضع تودههاى كثير ملت سختتر از دوران بنى اميه بود ، و مالياتها و عوارضى كه بر دوش اكثريت مردم تحميل مىشد ، بيش از دورهء قبل بود . از زمينهاى ديمى كار ، نصف محصول به عنوان ماليات اخذ مىشد و از زمينهايى كه هم از آب باران و هم از آب دستى مشروب مىشد 3 / 1 تا 4 / 1 ماليات مىگرفتند . علاوه بر اين ، مأمورين اخذ ماليات با استفاده از اينكه تقويم قمرى اعراب با تقويم شمسى مردم بومى تفاوت دارد ، دو بار از دهقانان ماليات مىگرفتند ؛ يعنى يك بار با تقويم عربى و يك بار با تقويم فارسى . اين طرز مالياتگيرى كه بيشتر رنگ غارت - گرى داشت ، بيش از پيش بر عدم رضايت عمومى افزود . فئودالهاى محلى اراضى بزرگ را تقسيم مىكردند و به خرده مالكين اجاره مىدادند . در اين دوره عدهاى از ملكداران خودشان
--> ( 5 ) . دو قرن سكوت ، پيشين ، ص 42 به بعد ( به اختصار ) .