مرتضى راوندى
173
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
به احتمال قوى در اين دورانها ديار مسيحى از لحاظ آداب و رسوم جنسى به مناطق اسلامى برترى داشت ، ولى در هيچ كجا كسى از آزادى انتخاب بهره نداشت . تكهمسرى هرچند عملا و دقيقا رعايت نمىشد ، در ممالك مسيحى غريزهء جنسى را محدود كرده و كمكم مقام زن را بالا برده بود ، در صورتى كه اسلام چهرهء زن را با چادر و روبنده پوشانيده بود . كليساى مسيحى طلاق را سخت مقيد و محدود كرده بود . ولى چنان به نظر مىرسد كه مسلمانان مردتر از مسيحيان بودهاند ، پيمانها را بهتر رعايت مىكردند ، با مغلوبان رحيمتر بودند ، در تاريخ خود به ندرت مانند مسيحيان هنگام تسلط بر بيت المقدس ( 493 ه . 1099 م . ) وحشيگرى كردهاند . موقعى كه شريعت اسلام مقدارى مقررات قانونى مترقى داشت كه به وسيلهء قاضيان روشنفكر اجرا مىشد ، قانون مسيحى طريقهء داورى الهى را به وسيلهء جنگ تنبهتن يا آب و آتش به كار مىبرد . اسلام رسومى داشت كه از رسوم مسيحى سادهتر و پاكيزهتر بود ؛ به مظاهر نمايشى كمتر از دين مسيح توجه داشت و تمايلات شرك دوستى انسان را كمتر مىپذيرفت . اسلام از اين لحاظ كه خيالپرستى دينهاى منطقهء مديترانه را تحقير مىكند ، چون مذهب پروتستان است ، ولى در تصوير بهشت به تمايلات جنسى تسليم مىشود . دين اسلام . . . در همان اثنا كه مسيحيان به طرف يكى از بارورترين دورانهاى فلسفهء كاتوليكى مىرفتند ، انديشهء آزاد را مقيد كرد . . . . دنياى اسلام در جهان مسيحى نفوذهاى گونهگون داشت . اروپا از ديار اسلام ، غذاها ، شربتها ، دارو و درمان و اسلحه و نشانهاى خانوادگى ، سليقه و ذوق هنرى ، ابزار و رسوم صنعت و تجارت ، قوانين و رسوم دريانوردى را فراگرفت و غالبا لغات آن را از مسلمانان اقتباس كرد كه با كمى تحريف همان كلمات نارنج ، ليمو ، شكر ، شراب ، شربت ، گلاب ، اكسير ، جره ، ازرق ، عربى ، مطرح ، صفه ، موصلى ، ساباطى ، فسطاطى ، بازار و دكان ( فارسى ) شهمات ( فارسى - عربى ) ، تعرفه ، ترفيق ، ديوان ، مخزن و قارب عربى و بركهء فارسى و حبل و امير الماء است . بازى شطرنج به وسيلهء ايران از هند به اروپا رسيد و در راه ، نامهاى فارسى گرفت . . . بعضى ابزارهاى موسيقى ما دليل سامى بودن آن است ؛ از جمله عود ، رباب ، قيتار ، تنبور . . . علماى عرب ، رياضيات و طبيعيات و شيمى و هيأت و طب يونان را حفظ كردند و به كمال رسانيدند و ميراث يونان را كه بسيار غنىتر شده بود ، به اروپا انتقال دادند . هنوز هم اصطلاحات علمى عربى در زبانهاى اروپايى فراوان است از آن جمله : جبر ، صفر ، انبيق . . . طبيبان عرب پانصد سال تمام علمدار طب جهان بودند . فيلسوفان عرب مؤلفات ارسطو را براى اروپاى مسيحى حفظ و ضمنا تحريف كردند . ابن سينا و ابن رشد از شرق بر فلاسفهء مدرسى اروپا سايه افكندند و صلاحيتشان چون يونانيان مورد اعتماد بود . . . در رشتهء معمارى ، گنبدها و منارهاى مساجد اسلامى در ساختمانها و برجهاى بلند