مرتضى راوندى
169
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
لازم را در اختيار حكومت مىگذاشت . چنان كه اشاره شد ، محمد بن عبد اللّه ( ص ) از آغاز فعاليت سياسى و اجتماعى خود از جاسوسان براى كسب اطلاعات لازم استفاده مىكرد . از اين سازمان در عهد خلفاى راشدين اطلاع كافى نداريم ، همينقدر مىدانيم كه از عهد بنى اميه اين اداره بيش از پيش كسب اهميت كرد و كارآمدترين و زيركترين افراد به اين شغل گماشته مىشدند ، و مهمترين وقايع را به اطلاع خليفهء وقت مىرسانيدند . در عهد بنى عباس نيز سازمان بريد همچنان مورد توجه بود . « منصور عباسى مىگفت بيش از هركس به چهار مأمور نيازمندم : اول قاضى بيپروا و بيباكى كه جز خدا و عدالت چيزى در نظر نياورد ، دوم رئيس پليسى كه داد ستمديده را از ستمگر بستاند ، سوم تحصيلدارى كه ماليات عادلانه بگيرد . . . سپس منصور سه مرتبه سبابهء خود را گزيد و گفت : آه ، آه ، آه ! همين كه سبب را پرسيدند ، گفت چهارم كارآگاهى كه اخبار و عمليات اين سه نفر را به درستى گزارش دهد . . . كارمندان بريد جاسوسان خليفه بودند و بلا واسطه با خليفه ارتباط داشتند و همين كه رئيس آن اداره به خدمت خليفه مىرسيد ، همهء حضار متفرق مىشدند و رئيس بريد گزارش خود را مىگفت . » « 74 » گاه پادشاهان و امرا با مأمورين بريد با علامات و رموزى مخصوص مكاتبه مىكردند . ادارهء بريد ، بودجهء هنگفت و مأمورين ورزيده و زبردستى در اختيار داشت . مأمورين بريد بيشتر با شتر طى طريق مىكردند . عباسيان 930 جادهء مخصوص چارپا احداث كردند و سالى 100 ، 159 دينار به مصرف مأمورين بريد مىرسيد ؛ در حالى كه امويان سالى چهار ميليون درهم در اين راه خرج مىكردند . كبوتر نامهرسان ، كه در دوران قبل از اسلام مورد استفاده بود ، در دورهء تمدن اسلامى نيز مورد توجه قرار گرفت . داورى در اسلام منصب قضاء يا داورى در اسلام اهميت فراوان داشت . در صدر اسلام ، ما دام كه حوزهء قدرت مسلمين محدود بود ، پيشواى اسلام و خلفاى راشدين ، خود به اختلافات رسيدگى و اعلام رأى مىكردند . ولى از عهد عمر به علت گسترش نفوذ مسلمانان ، عمر مردانى چون ابو درداء و شريح و ابو موسى - اشعرى را به بلاد مختلف اعزام داشت و هرچه در اثر كشورگشايى ، منطقهء قدرت مسلمين وسعت مىگرفت ، به شمار داوران و دادرسان افزوده مىشد . ابتدا وظيفهء داوران محدود به حل و فصل دعاوى بود ، ولى بعدا خليفه قسمت ديگرى از كارهاى خود را نيز به داوران سپرد ؛ از جمله سرپرستى دارايى ديوانگان ، يتيمان ، مفلسان ، محجوران ، رسيدگى به مصرف موقوفات ، و اجراى وصيت . . . و ازدواج دختران يتيم و بىسرپرست بر عهدهء داوران محول گرديد . در آغاز نهضت اسلامى منصب قضاء را فقط به اعراب محول مىكردند ولى بعدا ملل ديگر نيز به مقام داورى رسيدند . پس از تبديل خلافت به سلطنت ، مصالح سياسى جاى احكام دينى را گرفت . به همين علت ، مردان نيكنهاد و شرافتمندى كه نمىخواستند پا روى حق
--> ( 74 ) . همان ، ج 1