مرتضى راوندى
161
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
در دستگاه بنى اميه نيز مردانى مانند مغيرة بن شعبه مورد شور زمامداران قرار مىگرفتند . در زمان بنى عباس ، حوزهء قدرت مسلمين بيش از پيش وسعت گرفت و عباسيان با هدايت ايرانيان وزارت را تأسيس و به ايرانيان واگذار كردند . نخستين وزير عباسيان ابو سلمه ، وزير سفاح عباسى بود و مهمترين وزيران اين خاندان آل برمك بودند . در دورهء انحطاط خلافت عباسيان وزرا نيز قدرتى نداشتند و فرمانروايان نواحى كه آنها را امير الامرا مىگفتند ، با قدرت و استقلال حكومت مىكردند . ابن رائق و پادشاهان آل بويه تا سال 449 لقب امير الامراء داشتند . بعضى از وزراء همهء كارها را با انديشه و فكر خود انجام مىدادند ؛ مانند آل برمك و ابن فرات . اين دسته از وزراى مقتدر و خودمختار وزارت تفويض داشتند ، در حالى كه بعضى ديگر از وزراء از خود اختيارى نداشتند و فقط اوامر خليفه را اجرا مىكردند و وزير تنفيذ بودند . وزير تفويض ، مثل آل برمك ، هركس را به هركارى كه مىخواست مىگماشت و محتاج به كسب اجازه از خليفه نبود . به طور كلى حقوق و اختيارات وزرا ، بر حسب قدرت خلفا و مقتضيات زمان ، فرق مىكرد ؛ چنان كه در دورهء خلفاى فاطمى وزير ماهانه پنجهزار دينار و هريك از پسران و برادران او ماهانه دويست ، سيصد دينار ، و هريك از گماشتگان ، ماهانه 300 تا 500 دينار حقوق مىگرفتند . علاوه بر اين ، وزرا و نزديكان آنها املاك فراوانى را تيول خود مى - كردند ؛ به طورى كه يك وزير در سال در حدود صد هزار دينار نقد و جنس براى خود و نزديكانش برداشت مىكرد . سلطان عنوان و لقب سلطان نخست از نظر احترام و تجليل به وزيران عباسى داده مىشد ؛ چنان كه به گفتهء ابن خلدون ، جعفر بن يحيى را سلطان مىگفتند ، ولى بعدها عنوان سلطان را به پادشاهان اعطا كردند . « ابن خلكان در شرح حال رازى ، پزشك نامى ايران ، مىگويد : سامانيان پادشاه خود را سلطان السلاطين مىگفتند . . . غزنويان اين لقب را از سامانيان گرفتند . . . عنوان سلطان از طرف خليفه اعطا مىشد و مراسم آن بسيار مجلل بود . يكى از آن مراسم در زمان خلافت المستظهر باللّه . . . در بغداد انجام يافت ، به اين قسم كه خليفه در تالار تاج روى تخت خود جلوس كرد ، بردهء مبارك حضرت رسول را به دوش انداخت و عصاى خلافت را به دست گرفته عمامهء خلافت بر سر نهاد و چندين خلعت به سلطان محمد بن ملكشاه پوشانيد ؛ يك تاج و دو بازوبند و يك گردنبند به سر و گردن و بازوى سلطان بست و با دست خود دو شمشير به كمر وى آويخت و پنج اسب با زين و برگ به وى داد و پرچم سلطنت او را با دست خويش آراست و در جامع بغداد به نام وى خطبه خواندند . » « 62 » ارتش عرب « عربها قبل از نهضت اسلامى ارتش منظمى نداشتند ولى پس از قبول اسلام زير پرچم دين متحد شدند و تحت فرماندهى پيغمبر و مهاجرين و انصار ، چنان كه ديديم ، به فتوحاتى بزرگ نايل آمدند . مسلمانان صدر اسلام به هيچ كارى جز جنگ دست نمىزدند . مخصوصا با اصرار تمام مىكوشيدند كه اعراب از
--> ( 62 ) . از « فرمانروايان اسلام » تا اينجا از : تاريخ تمدن اسلام ، پيشين ، ج 1 ، ص 156 به بعد خلاصه و نقل شده است .