مرتضى راوندى

162

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

زراعت خوددارى كنند ، به زمين دلبستگى پيدا نكنند و روح جنگجويى و سلحشورى خود را از كف ندهند . روى همين سياست ، عمر ديوان و دفترى ايجاد كرد و نام و نشان سربازان را در آن نوشت و حقوق و مقررى آنها را به شرحى كه گفتيم مشخص نمود تا نگران معيشت خود نباشند . به طور كلى تا روى كار آمدن بنى اميه مسلمانان جنگ و جهاد را يك فريضهء اقتصادى و مذهبى مىشمردند و معتقد بودند كه اگر در جريان جنگ كشته شوند مستقيما به بهشت خواهند رفت و اگر زنده بمانند از غنيمتهاى جنگ بهره‌مند مىشوند . پس از پيروزى بنى اميه معتقدات دينى اعراب نقصان يافت و بر خلاف عهد خلفاى راشدين ، به زراعت و تجارت پرداختند و انضباط نظامى صدر اسلام رو به فراموشى رفت . معاويه و يزيد و معاويهء دوم و مروان حكم به كمك پول و از راه تطميع ، مقاصد سياسى و نظامى خود را عملى مىكردند . در دورهء خلافت عبد الملك ، حجاج بن يوسف كه مردى سرسخت و بيباك بود ، به دوران بىانظباطى ارتش پايان داد و با تازيانه و كيفرهاى سخت به وضع آشفتهء قشون سروسامانى بخشيد . از اين دوره سربازان عرب از دو دسته داوطلب و اجبارى تشكيل مىشدند . از زمان بنى عباس به بعد ، غير از سربازان عرب دسته‌هايى از سپاهيان ايران جزو لشكر اعراب درآمدند . بيشتر اين سپاهيان خراسانى بودند و تحت سرپرستى ابو مسلم ، چنان كه گفتيم ، به يارى عباسيان برخاستند و آنان را به خلافت رسانيدند . در اين دوره سپاهيان عباسى از سه تيرهء يمنى ، مضرى و خراسانى تشكيل مىشد ، بعدها گارد مخصوصى از نظاميان براى حمايت خليفه تشكيل شد . در سال 218 يعنى در عهد خلافت معتصم مداخلهء سپاهيان در امور مملكتى فزونى گرفت تا جايى كه خليفه براى صيانت خود از شرق و غرب به گردآورى سپاه پرداخت . از آن ميان دستهء تركها كه از اهالى فرغانه و سمرقند بودند ، همين كه به قدرت رسيدند بيش از ديگران به آزار و اذيت مردم پرداختند . بالاخره خليفه در اثر شكايت مردم ، سربازان را با زن و بچهء آنها به سامره منتقل كرد و در سال 321 اين ناحيه به صورت شهرى درآمد . سربازانى كه به صورت داوطلب در ارتش بودند بيشتر براى جهاد و كسب غنيمت به سرحدات مىرفتند و از چند دسته تشكيل مىشدند : نفت‌اندازان و آتش‌افروزان ، كه سنگرهاى دشمن را آتش مىزدند . مأمورين منجنيق كه مانند توپچيان امروز بودند . سنگ‌اندازان كه با فلاخن سنگ پرتاب مىكردند و آنها را عيار مىگفتند . » « 63 » علاوه بر اين ، عده‌اى پزشك و داروساز در زمان جنگ و صلح سپاهيان را بدرقه مىكردند . دسته‌هاى مختلف سپاهيان از دورهء مستعين به بعد به جان يكديگر افتادند و زمينه را براى خودمختارى سپاهيان ترك فراهم كردند . شمارهء سپاهيان در صدر اسلام مسلمانان همگى سپاهى بودند . در سال اول هجرت شمارهء مسلمانان و سپاهيان از صد تجاوز نمىكرد ، ولى پس از آنكه در طى جنگها پيروزى نصيب مسلمانان شد ، بر شمارهء سپاهيان افزوده شد ، بطورى كه در سال نهم هجرت ، هنگام جنگ تبوك ، كه آخرين جنگ پيغمبر است ، شمارهء مسلمانان ( سپاهيان ) به ده -

--> ( 63 ) . همان ، ج 1 ، ص 164 به بعد ( به اختصار ) .