مرتضى راوندى

151

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

از ابريشم و كرك خرگوش نر تهيه مىكردند . انواع پارچه‌هاى ابريشمى و پنبه‌اى معمول نبود . پارچه‌هاى مشهور آن زمان عبارت بود از معلم ، ميز ، اودارى ، ملحم ، پارچه‌هاى مويى ، پارچه‌هاى كركى ، سمور ، قاقم ، و امثال آن . در زمان عباسيان از پارچه‌هاى گوناگون ، قبا و جبهء برد و عمامه و پيراهن و شلوار و روپوش و چادر و ارخالق و زيرپوش و ملافه و امثال آن مىدوختند . . . خلفا صدها و هزارها جامه در صندوقخانه داشتند كه كمتر مورد احتياج بود . پس از مرگ المكتفى ، لباس دوخته و بريده 000 ، 40 جامه‌هاى مروى و خراسانى 63 هزار ، ملافه و امثال آن هشتهزار ، عمامه‌هاى مروى 13 هزار ، جامه‌هاى يمنى زربفت 800 ، 1 و . . . در جامه‌خانهء وى يافتند . . . بختيشوع طبيب چهار صد شلوار حرير باقى گذاشت . بزرگان قوم براى آنكه بيشتر اظهار تجمل نمايند ، براى چهارپايان خود جلهاى حرير و مخمل تهيه مىكردند . سلاطين و بزرگان براى خود صندليها و تختهاى طلا ، آبنوس و عاج ساختند و در مواردى از سلاطين ايران و روم پيشى گرفتند . در شهوترانى نيز خلفا از سلاطين ايران و روم دست‌كمى نداشتند . « مسعودى در جلد دوم تاريخ خود مىنويسد كه در حرمسراى متوكل عباسى چهار هزار كنيز مىزيست و متوكل با تمام آنها نزديكى مىكرد ، و اميران كه اين شور و شوق متوكل را ديدند از اطراف براى او كنيز مىفرستادند . . . در حرمسراى هارون دو هزار كنيز بود از آن جمله سيصد كنيز كه فقط ساز مىزدند و آواز مىخواندند . » « 47 » بهاى كنيزان برحسب جمال و كمال و هنر يعنى ( سازندگى و خوانندگى ) فرق مىكرد و از چندصد دينار ، تا چند هزار دينار مىرسيد . « محمد امين دربهاى كنيز زيبايى ، قايق جعفر ( فروشنده ) را پر از طلا كرد يعنى بيش از يك ميليون دينار به وى پرداخت . » « 48 » خلفا از پولهايى كه به قيمت فلاكت و بدبختى ملل تابع اسلامى گردآورى مىشد ، بذل و بخششهاى نامحدود مىكردند . عباسيان غير از پول ، ملك و باغ و مزرعه و گاه فرمانروايى ولايات را به اشخاص واگذار مىكردند ، چنان كه شخصى در مدح سفاح قصيده‌اى گفت ، وى در مقابل ، استاندارى خوزستان را به وى واگذار كرد . پس از آنكه دستگاه خلافت رو به فساد رفت و پولهاى بيكران نقصان پذيرفت به جاى پول به اشخاص لقب و عنوان هديه مىدادند . براى آنكه خوانندگان به نمونه‌اى از ولخرجيهاى خلفا واقف گردند يادآور مىشويم كه ابراهيم موصلى شعرى را با ساز براى امين مىخواند ، خليفه سخت شادمان مىشود و بر سر ابراهيم بوسه مىزند و سپس به او سى هزار درهم مىدهد . ابراهيم پس از تعظيم و كرنش مىگويد : « با آن اظهار مرحمت 20 ميليون درهم به من داده‌ايد ، خليفه با بىاعتنايى پاسخ داد ؛ آن مبلغ چه قابلى دارد ، فقط ماليات چند ده و مزرعه است ! » « 49 » خوراك و پوشاك اعراب در دورهء جاهليت و بعد از آن خوراك اعراب پيش از اسلام بيشتر شير و فرآورده‌هاى آن بود و از خرما و گوشت نيز استفاده مىكردند ، و گاه از گوشت و شير و نان و يا از شير و آرد و يا از روغن و آرد و عسل موادى درست مىكردند و به نام غذا تناول مىكردند . البته استفاده از اين نوع اغذيه براى

--> ( 47 ) . همان ، ص 173 به بعد . ( 48 ) . مأخوذ از : ابو الفرج اصفهانى ، الاغانى ، ج 5 ، ص 162 . ( 49 ) . تاريخ تمدن اسلام ، پيشين ، ج 5 ، ص 199 .