مرتضى راوندى
136
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
منشى و كاتب ابو مسلم گرديد و سپس با همين سمت به خدمت در دربار منصور مشغول شد . پسرش يحيى باصفا و صميميت بسيار ، مقدمات خلافت هارون الرشيد را فراهم كرد . به همين مناسبت ، هارون وى را به وزارت برگزيد و او نيز به فرزندان خود يعنى فضل ، جعفر ، محمد ، و موسى مشاغل مهم واگذار كرد . جعفر محرم و نديم هارون بود و در دربار او آمدورفت داشت و خليفه براى آنكه جعفر محرم باشد ، خواهر خود عباسه را به نكاح او درآورد . روى كار آمدن خاندان برمكى ، به احياء سنن و آداب ايرانيان در دستگاه خلافت كمك فراوان كرد . « ابو ريحان بيرونى مىگويد : از زمان هارون الرشيد مالكين اراضى بار ديگر جمع شدند و از يحيى بن خالد بن برمك خواستند جشن نوروز را تقريبا دو ماه به تأخير اندازد . يحيى خواست چنين كند لكن دشمنان او در اين خصوص زمزمهها كردند و گفتند يحيى طرفدار آيين زردشتى است . رسم قديم اين بود كه ايام كبيسه را حساب مىكردند . چون اين رسم موقوف شد سال جلو مىافتاد ، به نحوى كه قبل از رسيدن محصول ، جشن نوروز را مىگرفتند . اين امر براى زارعين ضرر داشت زيرا ماليات خود را در آن موقع مىبايست بپردازند . » « 28 » احياى جشنها و رسوم ايرانيان به عقيدهء فن كرمر ، از عهد عباسيان نه تنها تشكيلات دينى و دولتى در قالب ايرانى ريخته شد ، بلكه حتى شكل لباس ، انواع غذا و سبك موسيقى و امثال آن نيز تحت تأثير نفوذ ايرانى بود . . . در بغداد رونق سبك و روش ايران رو به افزايش بود . جشنهاى باستانى نوروز و مهرگان را به رسميت شناختند ، لباس ايرانى لباس رسمى دربار بود . به فرمان خليفهء دوم عباسى كلاههاى بلند و سياه مخروطى شكل ايرانى را بر سر مىگذاشتند . در دربار آداب و رسوم پادشاهان ساسانى را تقليد مىكردند و جامههايى با نقوش و خطوط زرين مىپوشيدند و اعطاى اجازه به پوشيدن اين نوع لباس از حقوق مختصهء خليفه بود . از مسكوكات المتوكل سكهاى كه به دست آمده است نشان مىدهد كه اين خليفه درست به لباس ايرانى ملبس بوده است . خلفاى بنى عباس تنها ظواهر تمدن ايرانيان را قبول نكردند بلكه آنها نيز مانند بنى اميه از راه غارت بيت المال و تحميل مالياتهاى مختلف به ملل تابع ، دربارى بس باشكوه ( مانند سلاطين ساسانى ) براى خود ترتيب دادند . كار تجمل در دربار بنى عباس به جايى رسيد كه در تالار بار عام خليفه درختى قرار دادند كه دوازده شاخه از طلا و نقره داشت و بر شاخههاى آن پرندگانى از جواهر مرصع نشانده بودند . اين سلاطين مستبد و ستمكار با اين جلال و عظمت بيشرمانه ، خود را جانشين خلفاى راشدين مىخواندند بدون اينكه راه و رسم و روش آنها را به كار بندند . روى كار آمدن خاندان برمكى و نفوذ آنها در دستگاه خلافت سبب گرديد كه ايرانيان و ساير فرق شعوبيه و زنادقهء مانوى و شيعيان علوى ، كه جملگى دشمن تسلط بلا دليل اعراب بودند ، در دستگاه برامكه و غيرمستقيم در دستگاه حكومت نفوذ يابند و به يارى برمكيان ، كليه كارها را از دست خليفه خارج كنند ؛ به طورى كه عملا رفتوآمد و مراجعات
--> ( 28 ) . تاريخ ادبى ايران ، پيشين ، ص 273 ( به اختصار ) .