مرتضى راوندى

135

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

بنى اميه را جمع كردند از مشايخ و كودك و جوان ، به جايى كه آن را نهر آبى فطرس خوانند به شام اندر . . . و عم سفاح گروهى ديگر را بكشت ، به فرمان او به زارتر كشتنى ، چنان كه دست و پهلو و ساقهاى ايشان بفرمود تا به عمود بشكستند و بر سر يكديگر فكندند و پس بر بالاى ايشان نطع فرمود برافكندند و بر آن جاى نشست با حاضران ، و خوان بياوردند و آنجا بر نان همىخوردند و ايشان در زير جان همىكندند با ناله و خروش تا بمردند و مقدار هشتاد تن بودند كمابيش . » علاوه بر اين ، قبر خلفاى اموى از قبيل معاويه و پسرش يزيد و ديگران را شكافتند و كالبد هشام بن عبد الملك را ، كه نسبتا مصون مانده بود ، از گور بيرون آوردند و پس از آنكه تازيانه‌اش زدند و به دار كشيدند ، سوزاندند و خاكسترش را بر باد دادند . جسد بعضى ديگر را در راه افكندند و سگها آنها را خوردند و جز مدفن عمر بن عبد العزيز قبر كسى دست نخورده نماند . . . در اين ميان ، يكى از اين خاندان به نام عبد الرحمن بن معاوية بن هشام بن عبد الملك توانست به طرز عجيبى خود را از دست عباسيان نجات دهد . وى به آندلس ( اسپانيا ) رفت و در آنجا دولت اموى آندلس را تأسيس كرد كه سرگذشتى جداگانه دارد . « 27 » خلفاى بنى عباس با روى كار آمدن عباسيان ، چنان كه خواهيم ديد ، مقدمات مداخلهء ايرانيان در امور مختلف فراهم گرديد و فرهنگ و تمدن قديم ايرانيان در ممالك اسلامى رواج يافت ، ولى اين نهضت ، چنان كه گفتيم ، آمال اكثريت مردم يعنى طبقات زحمتكش را تأمين نكرد . به همين مناسبت ، پس از مرگ ابو مسلم ، قيامهاى توده‌اى چندى نظير قيام سنباد ، جنبش مقنع و بابك و غيره به ظهور رسيد ، و هدف همهء اين قيامها بهبود حال كشاورزان و تجديد راه و رسم مزدكيان بود . در دورهء عباسيان ، اشراف و بزرگان ايران و ماوراء النهر در امور و شؤون مختلف نفوذ كردند و مشاغل مهمى در دستگاه خلافت به دست آوردند . قبل از آنكه از جنبشهاى ملى ايران سخن گوييم ، به طور اجمال ، سرگذشت خلافت عباسيان را از نظر مىگذرانيم : هارون الرشيد پس از منصور ، بزرگترين خلفاى عباسى ، هارون الرشيد است . اين مرد در عين حال كه خود را متدين معرفى مىكرد ، از عيش و عشرت و زندگى با سازندگان و نوازندگان و كنيزكان خوبروى غفلت نداشت . تجمل و جلال دربار او كم‌نظير بود و قسمتهايى از آن را در كتاب هزار و يكشب وارد كرده‌اند . خاندان برامكه روى كار آمدن هارون و استقرار و دوام حكومت او مرهون مساعى يحيى ، يكى از افراد خاندان برمكى ، است . برامكه اولاد شخصى هستند كه رياست بتكدهء بودايى بلخ يعنى نوبهار را داشت ، و برمك ظاهرا لقب كسانى است كه به اين مقام نايل آمده‌اند . در ايام دعوت ابو مسلم ، خالد يكى از افراد برجستهء اين خاندان ، مذهب ديرين خود را ترك گفت و به آيين اسلام گرويد و

--> ( 27 ) . ابو مسلم سردار خراسانى ، پيشين ، ص 117 به بعد ( به اختصار ) .