مرتضى راوندى

130

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

و وفادار او بود ، به وزارت برگزيد و براى تحكيم موقعيت خود ، حكام نواحى مختلف را تغيير داد و برادران و اعمام و ياران خود را به فرمانروايى نقاط مختلف برگزيد ؛ از جمله ، آذربايجان و ارمنستان و الجزيره را به ابو منصور ، برادر خود واگذار كرد و ادارهء خراسان و جبال را به ابو مسلم خراسانى محول نمود . محصول انقلاب پس از آنكه بنيان خلافت عباسيان با خون ايرانيان استوار شد نه تنها اكثريت مردم كه خواهان عدالت اجتماعى بودند به مطلوب خود نرسيدند بلكه آن دسته از شيعيان كه براى استقرار خلافت خاندان على ( ع ) تلاش مىكردند ، به اشتباه خود پىبردند . ابو سلمه و ابو مسلم خراسانى نيز پس از چندى از كرده پشيمان شدند و در صدد برآمدند آرزوى شيعيان را جامهء عمل پوشند و بتدريج مقدمات استقلال كامل ايران را فراهم سازند . براى اجراى نيت خود ، امام محمد صادق ، امام ششم شيعيان را به خلافت دعوت كردند ، ولى آن حضرت از قبول آن تكليف سر باز زد و خاندان خود را از شركت در ماجراهاى سياسى منع نمود . در نتيجه ، نقشهء ابو مسلم و ابو سلمه بر سفاح آشكار شد ، لذا دستور داد ابو سلمه را محبوس و مقتول ساختند ، ولى دست يافتن او بر ابو مسلم كه قدرت و نفوذ فراوان داشت امكان‌پذير نگرديد . پس از فوت سفاح ، ابو جعفر منصور ، جاى او را گرفت . او نيز دشمن آل على و طرفداران آنها ، مخصوصا ابو مسلم بود . منصور به خوبى دريافت كه از راه جنگ بر اتباع و ياران فراوان ابو مسلم پيروز نخواهد شد لذا از راه غدر و مكر درآمد و باتدبير و تملق او را به كوفه دعوت كرد ، و ابو مسلم فريب گفته‌هاى او را خورد و به كوفه آمد و در سال 137 به دستور منصور كشته شد . شخصيت ابو مسلم ابو مسلم يكى از افراد برجسته و فرماندهان عالىمقام زمان خود بود . او توانست در زير لواى خويش ، كليهء طبقات ناراضى شرق نزديك را متحد سازد و آنها را بر ضد اشغالگران عرب متحد كند . با اينكه اين مرد مبارز با كليهء جنبشهاى مخالف حكومت عباسيان مبارزه مىكرد ، عباسيان از قدرت و نفوذ نامحدود او در بين مردم سخت به هراس افتادند و شايد به وسيلهء جاسوسان مخفى خود از انديشه‌هاى استقلال‌طلبانهء او باخبر بودند . در كتاب وفيات الاعيان ، او چنين توصيف شده است : « ابو مسلم مردى بود كوتاه‌قد ، گندمگون ، شيرين‌سخن ، گشاده‌روى با چشمان فراخ . به زبان فارسى و تازى فصيح آشنا بود ، شعر بسيار مىدانست ، در كارها دانا بود ، جز به وقت نمىخنديد و روى ترش نمىكرد ، و از حالت خويش نمىگرديد . اگر وى را پيشرفت بزرگ روى مىداد ، شاد نمىگشت و چون دشوارى پيش مىآمد ، غمگين نمىشد . چون خشمگين مىگشت دگرگونه نمىشد ، و بيش از سالى يك‌بار با زنان نزديك نمىشد و در غيرت و مردى از سخت‌ترين مردم بود . » نولدكه در وصف ابو مسلم مىگويد : « او مهارت در ايجاد انقلاب و بيپروايى در انتخاب وسايل را با قوت در روشن‌بينى يك سردار ، يك سياستمدار ، و حتى يك پادشاه ، در وجود خود هماهنگ ساخته بود . » « 18 »

--> ( 18 ) . ايرانشهر ، ج 1 .