مرتضى راوندى

124

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

محمد بن على ( امام خود ) باخبر كردند . عدهء زيادى از مردم دعوت آنها را پذيرفتند ولى ديرى نگذشت كه سعيد ، نمايندهء خليفه در خراسان ، از فعاليت مخفى عمال خاندان عباسى باخبر گرديد و كسانى را كه مورد سوء ظن بودند دستگير كرد و به حضور خود خواند و به آنان گفت : شما كيستيد ؟ جواب دادند : بازرگانيم ، سعيد گفت : « به ما خبر دادند كه شما به عنوان مبلغين خاندان عباسى آمده‌ايد . جواب دادند : اى امير ما به اندازهء كافى گرفتار خود و تجارت خود هستيم كه به اين كارها نمىرسيم . امير اجازه داد بروند و رفتند و چون از مرو خارج شدند در ايالت خراسان و دهستانها ، با لباس مبدل و در كسوت تجارت سفر كردند و چون به سرزمين سوريه نزد امام محمد بن على بازآمدند ، خبر دادند كه در خراسان نهالى كاشته‌اند و اميدوارند در موسم خود بارور شود . . . چون ايرانيان مورد تحقير و ظلم واقع شده بودند ، مبلغين مزبور مىتوانستند به پشتيبانى و تقويت آنها مطمئن و مستظهر باشند ، زيرا ايرانيان مردمى بودند خردمند و كاردان و گذشتهء باعظمتى داشتند . » « 7 » به اين ترتيب ، مظالم بيست سالهء حجاج و خونريزيهاى قتيبه و مهلب و اولاد او در عراق و خراسان و سيستان و جرجان و طبرستان ، بار ديگر ايرانيان را به فكر چاره‌جويى انداخت . شركت دهقانان و طبقهء سوم كسانى كه بار دشوار مبارزه با بنى اميه را بر دوش داشتند ، كشاورزان و اكثريت رنجديدهء مردم ايران بودند . ابن قتيبه كه مخالف جدى نهضت شعوبيه است مىگويد : « من در ميان شعوبيه كسى را متعصب‌تر از اواسط و اراذل مردمان نديدم . اين دسته از مردم با عرب سخت دشمنى مىورزيدند اما اشراف و بزرگان و دانايان ! عجم و مردمان ديندار ! گرد اين گونه تعصبها نمىگردند . » « 8 » اصولا پيدايش نهضت شعوبيه و مبارزات استقلال‌طلبانهء ايرانيان را بايد بيشتر مولود عدم رضايت كشاورزان و پيشه‌وران دانست ، زيرا اين طبقات بيشتر از ديگران مورد ظلم و اجحاف قرار مىگرفتند ، به طورى كه جرجى زيدان ، مورخ عرب ، متذكر شده ، اعراب به هركشورى كه قدم مىگذاشتند ، اصول مالياتى آن را مورد عمل قرار مىدادند . در دورهء خلافت عمر ، وقتى كه سپاه او به ايران آمدند ، به ميزان دورهء ساسانيان از گندم ، نخل ، نيشكر ، جو و غيره ماليات گرفتند . علاوه بر اين ، از مردم ماليات سرانه‌اى گرفتند كه چندين برابر زمان ساسانيان بود ؛ فى المثل عمال خليفه در بين النهرين ، از هرنفر به عنوان ماليات يك دينار نقد ، دو من گندم ، دو قسط روغن ، و دو قسط سركه در هرسال مىگرفتند ، ولى عبد الملك بن مروان قرار گذاشت از كليهء مردم به طور تساوى چهار دينار ماليات گرفته شود . سپس جرجى زيدان مىگويد ، عاملانى كه از طرف بنى اميه در فارس بودند در مورد ماليات ارضى ، روش ظالمانه‌اى پيش گرفتند . آنها ميوه‌هاى باغها را به ميل خود تخمين مىزدند و براى آن قيمتى كه از قيمت معموله بيشتر بود تعيين مىكردند و بهاى آن را به زور مىگرفتند .

--> ( 7 ) . همان ، ص 345 به بعد ( به اختصار ) . ( 8 ) . نهضت شعوبيه ، ( مقالهء استاد همايى ) پيشين .