مرتضى راوندى
110
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
حفظ غنايم ، راه فرار پيش گرفتند . شارل هرقدر به دنبال آنها شتافت ، اثرى از ايشان نيافت . شكست اعراب ، در پواتيه يكى از وقايع مهم تاريخى جهان است ؛ چه بر اثر اين جنگ دايرهء نفوذ مسلمين به همينجا ختم شد و اروپاى غربى از نفوذ اسلام در امان ماند . سياست بنى اميه چنان كه ديديم ، پس از پايان قدرت خلفاى راشدين ، خلافت به پادشاهى تبديل يافت . معاويه پايهگذار حكومت بنى اميه به خوبى دريافت كه با دشمنان فراوانى كه دارد ، نمىتواند از « ليبراليسم » و سياست آزادمنشانهء خلفاى راشدين تبعيت كند . به همين جهت نيروى نظامى خود را تقويت كرد و به جاى آنكه مانند ابو بكر ، عمر و على ، در مسجد روى بوريا بنشيند و در مسائل دينى و دنيايى با مردم سخن گويد ، براى خود دربارى باشكوه ترتيب داد . در صدر اسلام ، محمد بن عبد اللّه و خلفاى راشدين شخصا به مسجد مىآمدند و در نمازهاى پنجگانه و نماز جمعه و نماز عيدين ( عيد اضحى و عيد فطر ) و غيره شركت مىكردند . امام به سادگى در صف اول قرار مىگرفت و مردم به او اقتدا مىكردند . پس از پايان اين دوره ، فقط عدهاى از خلفاى اموى و عباسى از نظر بزرگداشت مقام پيشنمازى ، شخصا امامت مسلمين را عهدهدار بودند ولى بعدها هرقدر قدرت خلافت به سلطنت نزديك شد ، از شركت خلفا در نماز جماعت كاسته شد ، و كمكم به دستور خليفه يك نفر در مراسم نماز شركت مىكرد . يكى از وظايف مهم خلفا فتوى دادن و قضاوت كردن بين مسلمين بود ؛ يعنى هروقت مطلب مهمى عنوان مىشد ، يا دو نفر براى دادرسى شكايت خود را مطرح مىكردند ، خليفه با استفاده از نصوص قرآن و سنت و احاديث يعنى با توجه به راه و رسم حضرت و جانشينان او ، دعوى را حل و تصفيه مىكرد و در موارد مهم با صحابه و ياران مشورت مىكرد . پس از آنكه در عهد عمر حوزهء قدرت مسلمين وسعت يافت ، عمر خليفهء دوم شغل قضاوت را به اميران و واليان خود سپرد و اين روش از طرف جانشينان او نيز عملى گرديد . در دورهء خلافت حضرت امير ، اكثريت مسلمين و مبارزين راه اسلام كه در طى جنگها با تمدن ايران و روم آشنا شده و با آسايش و آرامش انس گرفته بودند ، صفا و صميميت خود را از دست دادند و به تدريج ، هدف اكثر مسلمين و مبارزان راه اسلام اين شده بود كه هرچه بيشتر ثروت و غنيمتى به چنگ آورند . به گفتهء ابن خلدون : « كار سربازان اسلام به جايى رسيده بود كه سهم يك تن سواره در بعضى غزوات سى هزار قطعه زر يا قريب بدان شده بود . » ناگفته نماند كه در اكثر جنگهاى صدر اسلام نيز هدف اكثر جنگجويان مالاندوزى بود و غالبا بين آنها بر سر غنايم ، جنگ در مىگرفت و دستگاه خلافت و سازمان ادارى آن ، آنقدر ضعيف و ابتدايى بود كه قادر به حل اختلاف و ايجاد روش معقولى براى گردآورى و تقسيم غنايم نبود تا جايى كه در عصر عمر و ديگران ، گاه قاليهاى زربفت و مصنوعات گرانبهاى ديگر را كه مولود نبوغ هنرمندان بود ، قطعهقطعه بين خود تقسيم مىكردند . على عليه السلام و فرزند رشيدش امام حسين مىخواستند در حدود امكان ، جلو فساد و غارتگرى را بگيرند . عدهاى از مسلمانان واقعى نيز كه ناظر اين وضع ناگوار بودند ، با آنها همصدا بودند ولى اكثريت سربازان و امرايى كه در گوشه و كنار به مال و مقام رسيده بودند ، تبعيت از روش