مرتضى راوندى
212
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
كه معتقدند اين تناقضات ظاهرى ست به باد ريشخند گرفتند . ريشارد سيمون فرانسوى در سال 1678 در كتاب انتقاد تاريخى از كتاب عهد قديم نوشت : از پنج كتاب نخستين عهد عتيق آنجا كه از مرگ حضرت موسى بحث مىكند ، نمىتواند از وى باشد . . . دانشمندان عقيده دارند كه داستانهاى مخصوص به « يهوه » در « يهودا » و داستانهاى مخصوص به « الوهيم » در « افراييم » نوشته شده و پس از سقوط سامره آن دو دسته داستانها را با يكديگر مخلوط كرده و از آن داستان واحدى ساختهاند . سفر تثنيه ظاهرا بوسيلهء نويسنده يا نويسندگانى ديگر نوشته شده . . . داستانهاى آفرينش و فريب خوردن آدم و طوفان نوح از سرچشمهء افسانههاى بين النهرين گرفته شده كه ريشهء آنها به سه هزار سال قبل از ميلاد و پيشتر از آن مىرسد . احتمال دارد كه بعضى از اين داستانها را يهوديان در زمان اسارت خود در بابل از مردم آن سرزمين اخذ كرده باشند ، و احتمال بيشتر آن است كه پيش از آن زمان از منابع سومرى و سامى قديم كه مشترك ميان تمام مردم شرق نزديك بوده است ، اين داستانها به ايشان رسيده باشد . » « 63 » چگونگى پيدايش زمين و موجودات در نظر تورات در بخش اول تورات كه سفر پيدايش يا تكوين نام دارد ، دربارهء ماهيت جهان و چگونگى پيدايش آنچنين اظهارنظر مىشود : ابتدا خدا آسمانها و زمين را آفريد ؛ و زمين تهى و باير بود و تاريكى سطح آبها را فروگرفت ؛ و خدا گفت ، روشنايى بشود و روشنايى شد ؛ و خدا روشنايى را ديد كه نيكوست و خدا روشنايى را از تاريكى جدا ساخت و روشنايى را روز و تاريكى را شب ناميد ( روز اول ) - در روز دوم خدا گفت ، فلكى باشد در ميان آبها و آبها را از آبها جدا كند . . . و چنين شد و خدا فلك را آسمان ناميد . در روز سوم خدا گفت آبها در زير آسمان در يك جا جمع شوند و خشكى ظاهر گردد و خدا خشكى را زمين ناميد و اجتماع آبها را دريا ؛ و خدا گفت زمين نباتات بروياند . روز چهارم خدا گفت نيرها در فلك آسمان باشند تا روز را از شب جدا كنند . . . خدا دو نير بزرگ ساخت : « نير اعظم » را براى سلطنت روز و « نير اصغر » را براى سلطنت شب . روز پنجم خدا گفت آبها به انبوه جانوران پرشود و پرندگان بالاى زمين بر روى فلك آسمان پرواز كنند . روز ششم خدا گفت زمين جانوران را موافق اجناس آنها بيرون آورد . . . و خدا گفت آدم را به صورت ما و موافق شبيه ما بسازيم تا بر ماهيان دريا و پرندگان آسمان و بهايم و تمامى زمين و حشراتى كه بر زمين مىخزند حكومت نمايد . . . روز هفتم خدا از كارهاى خود فارغ مىشود و اين روز را مبارك و ميمون مىخواند . . . در باب سوم تورات راجع به خلقت آدميان چنين آمده است : خداوند بنى آدم را از خاك زمين سرشت و در بينى او روح و حيات دميد و آدم نفس زنده شد و با حوا در باغ عدن جاى گرفت . در وسط باغ دو درخت بود كه يكى درخت معرفت و ديگرى درخت حيات نام داشت و
--> ( 63 ) . فليسين شاله ، تاريخ مختصر اديان بزرگ ، ترجمهء دكتر خدايار محبى ، ص 273 به بعد .