مرتضى راوندى

196

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

بر آن مردم برترى نداشتيم . » اهل صنعت بيشتر مردم آزاد بودند . هر صنعت به طبقهء خاصى اختصاص داشت و پسران ، حرفهء پدر خود را تعقيب مىكردند . هر صنف رئيس و سركارگرى داشت كه كارها و مصنوعات آنان را مىفروخت و حق هريك را مىداد . برروى يك لوحهء گچى كه در موزهء انگلستان محفوظ است يكى از سركارگران نام 43 كارگر را نوشته و در برابر نام هريك ، روزهاى غيبت و علت آن را از بيمارى و عبادت يا تنبلى ذكر كرده است . اعتصاب فراوان پيش مىآمد و يك‌بار چنان اتفاق افتاد كه مزد كارگران مدت زيادى پرداخت نشد و آنان رئيس خود را محاصره كردند و گفتند : « ما را گرسنگى و تشنگى به اينجا كشانيده است . لباس و روغن و خوراك نداريم . دراين‌باره به خواجهء ما فرعون بنويس و به حاكم ولايت كه كارهاى ما به دست اوست ، بنويس تا چيزى به ما بدهند كه از آن گذران كنيم . » بنابر روايتى يونانى ، يك‌مرتبه شورش بزرگى در مصر روىداد كه در نتيجه بندگان به يكى از ايالات مسلط شدند و با گذشت زمان تسلط آنان بر آن ايالت به رسميت شناخته شد . زنان و مردان به خودآرايى و زينت علاقهء فراوان داشتند و خود را با انگشترى ، بازوبند و گلوبندهايى كه با مرواريد و سنگهاى گرانبها آراسته شده بود ، زينت مىدادند . بطور خلاصه بايد گفت كه اگر زنان قديم مصر اكنون دوباره به دنيا مىآمدند از لحاظ رنگ كردن و روغن زدن سر و صورت و خود را با جواهرات آراستن ، محتاج آن نبودند كه چيزى از زنان معاصر بياموزند . علوم و معارف در جامعهء مصرى كاهنان مقدمات علوم را به فرزندان طبقات ممتاز مىآموختند و براى علم مقام و ارزش بزرگى قائل بودند . در پاپيروسهايى كه از آن ايام به يادگار مانده جملاتى از اين قبيل به چشم مىخورد : « به درس و علم دل بده و آن را همچون مادرت دوست بدار ! » ، « هيچ‌چيز گرانبهاتر از علم نيست . » ، « هيچ حرفه‌اى نيست كه آدمى در آن تحت امر ديگرى نباشد و تنها مرد عالم است كه در تحت حكومت خويشتن است . » فضيلت و تقدس و انضباط مورد توجه بود . در يكى از دفاتر چنين نوشته‌اند : « وقت خود را به هوس و آرزو ضايع مكن كه چون چنين كنى عاقبت بدى خواهد داشت ، كتابى را كه دردست دارى با دهان بخوان و از كسى كه از تو داناتر است نصيحت بپذير ! » كتك زدن نوآموزان معمول بود . پس‌ازآنكه جوانان معلومات لازم را فرامىگرفتند ، مدتى به‌عنوان كارآموزى نزد كارمندان حكومت تمرين و ممارست مىكردند . كاغذ از مهمترين كالاهاى تجارى است كه جامعهء مصر قديم به جهان بخشيده است . آنها براى اولين‌بار از پاپيروس كاغذ ساختند و يكى از اركان تمدن را به وجود آوردند . در روى همين اوراق نوشته‌هايى كه مربوط به پنجهزار سال پيش است باقىمانده كه به آسانى خوانده مىشود . براى نوشتن ، مركب و قلم خاصى به كار مىبردند . الفباى مصرى پس از تكامل مركب از 24 حرف بود كه با تجار مصرى و فنيقى ابتدا به كشورهاى اطراف مديترانه و سپس از راه يونان و روم در سراسر زمين پراكنده شد .